آزادی مشروط در ماده 38 قانون مجازات اسلامی

رضا نوريها

چکیده


تغییرات اندیشه های حقوق جزا در سالهای اخیر و بخصصو توجه به شخص مجرم به عنوان فردی که دستخوش جبرهای پيچيده اجتماعی و فردی است و غالبا بی آنکه خود به شکلی مصمم بخواهد، در مسیر فعل مجرمانه قرار می گيرد، موجب آن شده است تا هيولای ساخته و پرداخته شده قرون از بزهکار تغيير شکل دهد و مجرم به عنوان انسانی نیازمند به کمک و راهنمایی و لايق تربیت و اصلاح مورد توجه قرار گيرد اين چرخش سريع تفکر نه تنها ناشی از ضرورت توجه به انسان است که بی ترديد در هيچ برهه از زمان نباید بر آن خاکستر فراموشی بنشيند و رنگ ببازد بلکه در عین حال فايده اجتماعی انديشه های حقوق جزا و اعمال سياستهای کيفری دقيق، علمی و منطبق با نيازهای جوامع پيچيده و در حال تغيير امروزی نيز در اين تحول تفکر نقش اساسی داشته است. بدين دليل، به هنگام برخورد با مجرم و جرم انجام یافته کوشش می شود تا از سویی به شخص بزهکار توجه گردد و به او فرصت بازگيت به جامعه و استقرار زندگی خويش به روال عادی داده شود، و از سوی ديگر جامعه در مصونيت ناشی از تهاجم جرم قرار گيرد. اين برخورد علمی- عاطفی موجب شده است تا قانونگذران اختيارات موسعی به دادگاهها اعطا کنند تا مراجع رسيدگی بتوانند در جهات یادشده از کيفيات تخفيف دهنده سو برند، مجازات را معلق کنند یا با اعطای آزادی مشروط در یاری بزهکار بکوشند و در دفاع اجتماعی موفق گردند، همچنانکه از اقدامات تامينی و تربیتی نيز در جهت اصلاح بزهکاران یاری گيرند

واژگان کلیدی


-

تمام متن:

PDF


DOI: http://dx.doi.org/10.22034/rj.v6i10.625

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.