کاربرد مدلهای پراکنش گونهای (SDMs) برای حفاظت از سمدار کوهزی، کل و بز، در گستره فلات مرکزی در ایران | ||
| فصلنامه علوم محیطی | ||
| مقاله 10، دوره 23، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 973-990 اصل مقاله (965.81 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/envs.2025.237581.1457 | ||
| نویسندگان | ||
| باقر نظامی بلوچی؛ جواد رمضانی* ؛ سیده معصومه موسوی | ||
| گروه پژوهشی تنوع زیستی و ایمنی زیستی، پژوهشکده محیط زیست و توسعه پایدار، سازمان حفاظت محیط زیست، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| سابقه و هدف: کل و بز یا پازن (Capra aegagrus)، بزرگترین عضو خانواده گاوسانان، بزرگترین زوجسم فلات مرکزی ایران و یکی از نمادهای صخرهها و کوهستانهاست. این گونه یکی از طعمههای اصلی یوزپلنگ آسیایی (Acinonyx jubatus venaticus) گربهسان بشدت در خطر انقراض ایران است. از این رو شناسایی لکههای زیستگاهی مطلوب آن اهمیت زیادی برای حفاظت از این گونه در ابتدا و پس از آن یوز در ایران دارد. با این حال تاکنون مطالعه جامعی در خصوص پراکندگی این گونه صورت نگرفته است. با توجه به ماهیت زیستگاهی شکننده فلات مرکزی ایران، خشکسالیهای پی در پی، و از آنجا که در طول چند دهه اخیر فلات مرکزی ایران مورد تغییرات شدید بواسطه فعالیتهای اکتشاف و توسعه معادن قرار گرفته است، و همچنین شکار فزاینده این گونه، دامنه پراکنش و تراکم جمعیتی آن احتمالا در قالب لکههای جزیره ای خواهد بود. مواد و روشها: در این پژوهش، با توجه به ضرورت شناسایی زیستگاههای مناسب برای کل و بز، همچنین تراکم بسیار اندک و عدم در دسترس بودن اطلاعات به روز نقاط حضور آن، از بسته مدلسازی توزیع گونهای به منظور شناسایی زیستگاههای مطلوب یکی از طعمههای اصلی یوز، کل و بز، استفاده شده است. برای تعیین مطلوبیت زیستگاه کل و بز، بررسیهای میدانی سیستماتیک شمارش نقطهای حداقل دو مشاهدهگر (point count double observer) انجام گرفت که منجر به شناسایی 130 مشاهده مستقیم از حضور گونه شد. نقاط مشاهدات گونه به همراه چهار دسته متغیرهای اقلیمی، توپوگرافی، پوشش گیاهی و فاصله تا عوارض انسانی، برای ورود به نرم افزارهای مدلسازی استفاده شد. نتایج و بحث: یکی از مزایای این مطالعه استفاده از پکیج 9 مدل در بسته Biomod2 برای مدلسازی زیستگاه کل و بز است. با توجه به حساسیتهای حفاظتی و مدیریتی، استفاده از تنها یک مدل مجزا، حتی اگر اعتبار بالایی داشته باشد، بسیار پرخطر است. عملکرد مدل با استفاده از مجموعه مدلها در مجموع بسیار خوب تا عالی ارزیابی شد. تأثیرگذارترین پیش بینی کنندههای مؤثر بر توزیع گونه عبارت بودند از شیب، متوسط بارش سالیانه، تراکم روستا و فاصله از منابع آبی. با افزایش فاصله از منابع آبی احتمال حضور گونه و مطلوبیت زیستگاه کاهش مییابد. افزایش تراکم انسان و عوامل انسانی مانند روستاها و جادهها، مطلوبیت زیستگاه کاهش مییابد. کل و بز شیب 20 تا 65 درصد را ترجیح میدهد. زیستگاه کل و بز در فلات مرکزی ایران بشدت دارای پراکندگی و تکه تکه شدگی است. با وجود اهمیتی که مناطق کوهستانی در عرصههای بیابانی به منظور تعدیل شرایط آب و هوایی و همچنین نقش آنها در افزایش غنای گونهای دارند، تنها حدود 20 درصد از این مناطق در محدوده مناطق چهارگانه قرار داشته و نزدیک به 80 درصد این گستره خارج از حوزه حفاظتی قرار دارند. نتیجه گیری: یافتهها نشان میدهد که زیستگاههای این گونه به شدت جزیرهای، کوچک، غیریکپارچه و پراکنده هستند. بخش قابل توجهی از گستره فلات مرکزی ایران که وسیعترین مناطق تحت مدیریت کشور نیز در آن قرار دارد بصورت سنتی و براساس عوارض طبیعی مرزبندی شدهاند و نه بر اساس سطح و گستره مطلوبیت برای گونهها. بخشهای قابل توجهی از این منطقه در قسمت جنوبی هیچ مطلوبیتی برای هیچکدام از این گونهها ندارد، حال آنکه حفاظت میشوند. این درحالی است که بخشهای قابل توجهی از محدودههای مطلوب شمالی، در خارج از مرز منطقه تحت مدیریت قرار دارند. این مناطق میتوانند در صورت مدیریت به هر شکل دولتی و خصوصی، علاوه بر حفاظت، ارتباط بین زیستگاه را برای گونهها تسهیل نمایند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مطلوبیت زیستگاه؛ زیستگاههای جزیرهای؛ مدلسازی توزیع گونهای؛ فلات مرکزی ایران؛ یوزپلنگ آسیایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,789 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,017 |
||
| تعداد نشریات | 41 |
| تعداد شمارهها | 1,610 |
| تعداد مقالات | 14,143 |
| تعداد مشاهده مقاله | 97,742,681 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 62,379,732 |