تحلیل جامعهشناختی رمان «برید اللیل» با تکیه بر نظریۀ جورج لوکاچ | ||
| پژوهشنامهٔ نقد ادب عربی | ||
| مقاله 1، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، آبان 1404، صفحه 1-16 اصل مقاله (2.1 M) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/jalc.2025.238763.1380 | ||
| نویسندگان | ||
| علی سلیمی* ؛ جبار آذربار | ||
| گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران. | ||
| چکیده | ||
| بیان مسئله و هدف: میان رویکردهای متنوع نقد ادبی، جامعهشناسی ادبیات جایگاه ویژهای دارد؛ این رویکرد با تکیه بر معیارهای اجتماعی به بررسی محتوای آثار ادبی میپردازد و به دنبال کشف و تبیین روابط پیچیده بین اثر ادبی و بسترهای اجتماعی شکلدهندۀ آن است. جورج لوکاچ (1885-1971م)، منتقد و نظریهپرداز برجستۀ معاصر، با ارائۀ نظریات بدیع، تحولی عمیق در رویکرد جامعهشناختی نقد ادبی ایجاد کرد. در نظریۀ او پیرامون رمان مفاهیمی نظیر رئالیسم، شخصیت نوعی، رابطۀ علی و معلولی و محتوای اجتماعی بهمثابۀ ارکان اساسی تحلیل ادبی مطرح میشود. از دیدگاه لوکاچ، رئالیسم ناب باید تصویری یکدست و هماهنگ از انسان و جامعه ترسیم کند و در تلاش برای بازنمایی وحدت و یکپارچگی این دو عنصر اساسی باشد. رئالیسم مدنظر لوکاچ دارای سه ویژگی اساسی است؛ نخست انتقادی بودن آن است؛ لوکاچ بر این باور است که دورانهای مهم تاریخی دورههایی گذرا و سرشار از تغییر و تحول است که با چالشها و تحولات فراوانی مواجه است. ازاینرو، نویسندگان واقعگرا باید با نگاهی انتقادی به جامعه بنگرند و نابرابریها، بیعدالتیها و سایر معضلات اجتماعی را به تصویر بکشند. ویژگی دوم رئالیسم لوکاچ چیرگی واقعیت است. این بدان معناست که نویسنده باید تشنۀ حقیقت باشد و واقعیت را صادقانه و بیپرده بیان کند. لوکاچ تأکید میکند که نویسندهٔ واقعگرا باید تصویری عینی از واقعیت ارائه دهد، حتی اگر این تصویر با باورها و اعتقادات شخصی او در تضاد باشد. سومین اصل رئالیسم لوکاچی مردمیبودن است. این اصل حکم میکند که نویسنده مسائل اساسی و ژرف جامعه را در بالاترین سطح ممکن بازگو کند و به عمق دردها، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی راه یابد. رمان «برید اللیل»، اثر نویسندۀ لبنانی، هدی برکات، که برندهٔ جایزۀ بوکر عربی است، نمونهای درخشان از آثاری است که، با رویکردی انتقادی و واقعگرایانه، تصویری تلخ و گزنده از اوضاع نابسامان و آشفتۀ جامعۀ امروز به مخاطب عرضه میکند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل این رمان براساس اصول رئالیسم لوکاچی و برجستهساختن نقش حیاتی و اثرگذار ادبیات در راستای فهم، تحلیل و بهبود کاستیها و نابسامانیهای جامعه است. روششناسی: جامعهشناسی ادبیات، بهمثابۀ رویکردی میانرشتهای، پیوندی عمیق بین دو حوزۀ مطالعاتی مجزا، یعنی جامعه و اثر ادبی، برقرار میسازد. این رهیافت با بررسی دقیق و تحلیل انتقادی روابط و تأثیرات متقابل در این دو حوزه در پی کشف چگونگی بازتاب نابسامانیهای ساختاری جامعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و وجدان هنری نویسنده است. پژوهش حاضر با اتخاذ شیوهای توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چهارچوب نظری جورج لوکاچ به واکاوی رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات میپردازد. هدف غایی این پژوهش پاسخگویی به این پرسش کلیدی است که چگونه نابسامانیهای ساختاری جامعه، از طریق تمهیدات هنری و بازنماییهای روایی، در تاروپود رمان بازتولید و منعکس شده است. بحث و تحلیل: رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات، بهعنوان اثری رئالیستی، به کاوش عمیق در معضلات اجتماعی میپردازد و تلاشی هدفمند را برای ارائهٔ تصویری بیپرده از واقعیتهای تلخ و ناگوار جامعه به نمایش میگذارد. از برجستهترین مؤلفههای سبکشناختی برکات در این اثر، اتخاذ رویکردی انتقادی است که در قالب نقدی بنیادین بر شرایط نامطلوب جوامع عربی و جهان غرب تبلور مییابد. این نقد طیف گستردهای از مسائل و معضلات، ازجمله فقر موجود در جوامع عربی، توزیع نابرابر ثروت، پدیدههایی چون کودکهمسری، کودکان کار، ازدواجهای اجباری و... را دربرمیگیرد. نویسنده، در این رمان، معضلات اجتماعی و آسیبهای فرهنگی را بیپرده بیان میکند؛ ازجملهٔ آنها میتوان به بیسوادی اشاره کرد که، از منظر او، معلول فقر و علت برخی نابسامانیهای دیگر است. برکات، علاوهبر معضل بیسوادی، که بخش عظیمی از جامعه را از کنشگری مؤثر بازمیدارد، به پدیدههایی نظیر انحرافات جنسی، تنفروشی و روسپیگری نیز اشارات صریحی دارد. برکات به بازتاب اساسیترین چالشهای زنان در عصر معاصر مبادرت میورزد و انتقاد شدید خود را از خشونت، تنبیه بدنی و آزار جنسی زنان، که از موارد شایع ستم بر آنان بهشمار میآید، ابراز میدارد. پیامدهای ویرانگر جنگ، ازجمله دستگیریهای بیدلیل، وضعیت اسفبار زندانها، شکنجه و تجاوز به زندانیان از دیگر موضوعاتی است که نویسنده به شیوهای دردناک به روایت آنها میپردازد. براساس دیدگاه لوکاچ، رئالیسم سترگ و راستین باید دربردارندۀ اساسیترین و حادترین مشکلات جامعه باشد. در همین راستا، برکات نیز بر یکی از مسائل مهم جهان معاصر، یعنی مسئلهٔ مهاجران و پناهندگان تمرکز میکند و مشکلات آنها را بهتصویر میکشد. با بررسی رمان برید اللیل در چهارچوب نقد جامعهشناختی بر مبنای نظریۀ لوکاچ شواهد متعددی دال بر حضور رئالیسم انتقادی، پیروزی رئالیسم و مردمیبودن، که بهعنوان سه اصل بنیادین این نظریه شناخته میشود، مشاهده شد. دستاوردها: نتایج این تحلیل نشان میدهد که روح رئالیسم لوکاچی به شیوهای پویا در این رمان تجلی یافته است. نویسنده جهانی را بهتصویر کشیده است که ضربان نبض واقعیتهای اجتماعی در بافت روایی آن بهوضوح احساس میشود. برکات در این اثر به بازنمایی عینی و نقادانهٔ مسائلی ازجمله فقر و فاصلۀ طبقاتی، جنگهای ویرانگر و شیوع بیسوادی پرداخته که به زعم وی جامعۀ بشری را بهسوی سراشیبی انحطاط سوق داده است. بازتاب این معضلات ساختاری در ظهور پدیدههایی چون کودکان کار و کودکآزاری، ازدواجهای اجباری و کودکهمسری، بیکاری، اعتیاد، انحرافات جنسی و... مشهود است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نقد جامعهشناختی؛ رئالیسم؛ هدی برکات؛ برید اللیل؛ نظریۀ لوکاچ | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Sociological Analysis of the Novel Barīd al-Layl Based on George Lukács’ Theory | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Ali Salimi؛ Jabbar Azarbar | ||
| Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Razi University, Kermanshah, Iran. | ||
| چکیده [English] | ||
| Statement of the Problem and Objective: Among the diverse approaches to literary criticism, the sociology of literature occupies a distinctive position. This approach, relying on social criteria, investigates the content of literary works to uncover and explain the complex relationships between a literary text and the social contexts that shape it. George Lukács (1885–1971), a prominent modern critic and theorist, profoundly transformed the sociological approach to literary criticism through his innovative ideas. In his theory of the novel, he emphasized key concepts such as realism, the typical character, causal relationships, and social content as the fundamental pillars of literary analysis. From Lukács’ perspective, pure realism should present a coherent and harmonious image of humanity and society, striving to portray the unity and interdependence of these two essential dimensions. Lukács’ realism is characterized by three principal features: critical awareness, fidelity to reality, and popular orientation. He argues that realist writers must adopt a critical view of society and portray inequalities, injustices, and other social ailments with honesty. They must also depict reality objectively—even when it contradicts their personal convictions—and address the fundamental issues of society by delving deeply into human pain, emotion, and behavior. The Lebanese novelist Hoda Barakat’s Barīd al-Layl (The Night Mail), winner of the International Prize for Arabic Fiction (Arabic Booker), exemplifies these principles. Through a critical and realist approach, Barakat offers readers a stark and unsettling portrayal of the chaos and disorder of contemporary society. The main objective of this study is to analyze the novel through the lens of Lukácsian realism and to highlight literature’s vital role in understanding, analyzing, and potentially remedying social deficiencies and disarray. Methodology: As an interdisciplinary approach, the sociology of literature forges a deep connection between society and literary production. By carefully examining the reciprocal influence between the social structure and the writer’s artistic consciousness, this method seeks to reveal how social and economic dislocations are reflected in creative expression. This research adopts a descriptive–analytical methodology, grounded in the theoretical framework of George Lukács, to examine Hoda Barakat’s Barīd al-Layl. The central research question investigates how structural disorders within society are reproduced and mirrored in the narrative fabric of the novel through artistic techniques and narrative representation. Discussion and Analysis: As a realist work, Barīd al-Layl deeply probes social dilemmas and purposefully exposes the harsh and bitter realities of contemporary life. One of Barakat’s most notable stylistic features is her critical orientation, expressed through a penetrating critique of the adverse conditions prevailing in both Arab societies and the Western world. Her narrative addresses a wide range of issues, including poverty, economic inequality, child labor, early and forced marriages, and other social afflictions. Barakat presents these problems with remarkable frankness, identifying illiteracy as both a product of poverty and a root cause of other social pathologies. Beyond this, she confronts phenomena such as sexual exploitation and prostitution, and candidly depicts the oppression of women, including violence, corporal punishment, and sexual abuse—forms of injustice that remain deeply entrenched. The devastating consequences of war, such as arbitrary arrests, the wretched conditions of prisons, and acts of torture and rape, are also recounted with emotional intensity. In alignment with Lukács’ conception of grand realism—which must engage with society’s most pressing problems—Barakat turns her attention to the plight of migrants and refugees, illuminating their suffering and alienation. An examination of Barīd al-Layl within Lukács’ sociological framework reveals abundant evidence of critical realism, commitment to truth, and popular engagement, the three foundational principles of his theory. Findings: The findings of this study demonstrate that the spirit of Lukácsian realism is vividly embodied in Barīd al-Layl. Barakat constructs a narrative world pulsating with the rhythm of social realities, offering an unflinching reflection of the human condition. Her portrayal of poverty, class disparity, war, and widespread illiteracy exposes the destructive forces leading society toward decline. These structural afflictions manifest in numerous phenomena—child labor, child abuse, early marriage, unemployment, addiction, and sexual deviation—which the author portrays with both artistic sensitivity and sociological insight. In doing so, Barakat’s novel exemplifies the capacity of realist literature to reveal and critique the underlying social contradictions of modern life. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Sociological criticism, Realism, Hoda Barakat, Barīd al-Layl, Lukács’ theory | ||
| مراجع | ||
|
آذرشب، محمدعلی و حیدری، طاهره، (1399ش)، «تحلیل رئالیستی رمان فلسطین براساس نظریۀ جورج لوکاچ (نمونۀ موردی: رجال فی الشمس اثر غسان کنفانی)»، مطالعات داستانی، س ۶، ش ۲، صص7-20.
افضلی، زهرا و عبدی، صلاحالدین و خدادایان، میترا، (1395ش)، «نقد رمان عمارت یعقوبیان (اثر علاء الأسوانی) براساس رئالیسم در نظریۀ جامعهشناختی جورج لوکاچ»، نقد ادب معاصر عربی، س ۶، (پیاپی ۱۲)، صص57-81.
برکات، هدی، (2018م)، برید الیل، ط1، بیروت: دار الآداب للنشر والتوزیع ساقیة الجنزیر ـ بنایة بیهم.
پرهام، سیروس، (1353ش)، رئالیسم و ضد رئالیسم در ادبیات، چ5، تهران: انتشارات نیل.
ترابی، علیاکبر، (1379ش)، جامعهشناسی هنر و ادبیات: مثلث هنر، تبریز: فروغ آزادی.
زین، هدی، (2007م)، الأدب النسائی المعاصر فی سوریا و لبنان، ط1، القاهره: الهیئة المصریه العامة للکتاب.
ساچکوف، بوریس، (1362ش)، تاریخ رئالیسم، مترجم: محمدتقی فرامرزی، چ1، تهران: تندر.
شمیسا، سیروس، (1385ش)، نقد ادبی، ویراست 2، تهران: میترا.
کارخانه، معصومه و محمدی، مجید و معروف، یحیی و سبزیانپور، وحید، (1403ش)، «کاربست جایگاه زن در رمان حبیبی داعشی براساس رئالیسم اجتماعی لوکاچ»، زن و جامعه، ش 57، س 15، صص33-52.
گلدمن، لوسین، (1371ش)، جامعهشناسی ادبیات، مترجم: محمدجعفر پوینده. چ1، تهران: انتشارات هوش و ابتکار.
لوکاچ، گئورگ، (1395ش)، پژوهشی در رئالیسم اروپایی، مترجم: اکبر افسری، چ4، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
معصومی، مهران و محمدی، مجید و امیری، جهانگیر و رحمتی، مریم، (1402ش)، «انعکاس نالههای درونی فرودست در پرتو واگویههای درونی رمان برید اللیل»، ادبیات داستانی، س ۱۲، ش 3 (پیاپی 45)، صص181- 207. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 342 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 280 |
||
