کارکرد باهمآیی در تحلیل گفتمان رمان «الجازیة والدراویش» عبدالحمید بن هدوقه بر مبنای نظریه هلیدی و حسن | ||
| پژوهشنامهٔ نقد ادب عربی | ||
| مقاله 2، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، آبان 1404، صفحه 17-37 اصل مقاله (2.34 M) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/jalc.2025.238093.1363 | ||
| نویسندگان | ||
| فاطمه قادری* ؛ حمیده مروتی شریفآباد | ||
| گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران | ||
| چکیده | ||
| بیان مسئله و هدف: باهمآیی، که حاصل ارتباط دوسویهٔ واژگان یک متن است، گونهای از انسجام واژگانی و زیرمجموعهٔ انسجام است. اصطلاح انسجام را نخستینبار هلیدی و حسن (1976م) مطرح کردند. از دیدگاه این دو زبانشناس، ارجاع، حذف، جایگزینی، ادات پیوندی و انسجام واژگانی عوامل ایجادکنندهٔ انسجام است. انسجام واژگانی شامل دو گونهٔ تکرار و باهمآیی است. باهمآیی خود دارای انواعی است و کاربرد هدفمند این انواع، علاوهبر پیوستگی متن، موضوع آن را برجسته و خواننده را در فهم آن کمک میکند. باهمآیی با ایجاد نوعی هماهنگی میان کلمات متن، ازقبیل تقابل، تداعی، در یک مجموعه قرارگرفتن، جزئی از یک کل بودن و یا اجزای یک کل بودن سبب میشود آن کلمات به یکدیگر بیایند و متنی منسجم را تشکیل دهند. همچنین رابطهٔ باهمآیی میان تعدادی از کلمات در یک متن میتواند بر ایدئولوژی بنیادبودنِ آن واژگان دلالت کند و نشان دهد که این شکلِ همنشینی دارای طرحی خاص و دربرگیرندهٔ تجربهٔ نویسندهٔ متن است که بررسی آن میتواند به برجستهسازی انگیزهٔ نویسندهٔ متن بیانجامد. رمان «الجازیة والدراویش» اثر عبدالحمید بن هدوقة (1925- 1996م)، نویسندهٔ اولین رمان به زبان عربی در الجزایر، متنی ادبی است که ورای ظاهرش دربارهٔ جامعهٔ الجزایر بحث کرده است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که عنصر انسجامی باهمآیی در ایجاد پیوند در رمان «الجازیة والدراویش» و برجستهسازی موضوع آن چه نقشی دارد؟ روششناسی: پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای نظریهٔ هلیدی و حسن در زمینهٔ انسجام، موارد باهمآیی را در رمان «الجازیة والدراویش»، بهعنوان مادهٔ بحث، با روش آماری و محاسبهٔ فراوانی بهکارگیری هر یک از گونههای باهمآیی، برای بررسی میزان کارکرد هر یک از انواع باهمآیی در انسجامبخشی متن رمان استخراج کرده، سپس با دقت در انواع باهمآییِ استخراجشده و بافت موقعیت و بینامتنی گفتمان به نقش عامل انسجامبخش باهمآیی در برجستهسازی ایدئولوژی نویسنده و موضوع رمان پرداخته است. بحث و تحلیل: در این نوشتار با تکیه به متن رمان «الجازیة والدراویش» گونههای باهمآیی در این رمان استخراج و فراوانی هر یک محاسبه و معناداربودن آنها به لحاظ ایدئولوژیک بیان میشود. با توجه به ساختار رمان حاضر، که از دو زمان و هشت قسمت تشکیل شده، تقابل هم در عنوان و هم در هر دو زمان رمان وجود دارد. عبدالحمید بن هدوقة با ایجاد تقابل میان «الجازیة» و «الدراویش» در پی ایجاد همنشینی میان عرق ملی و بحران فکری و معبود و عابد است. این تقابل در عنوان و تکرار این دو نام در متن سبب پیوستگی معنایی و انسجام رمان شده است. تقابلهای موجود در متن رمان نیز، علاوهبر ایجاد متنی منسجم، همگی ساختهایی ایدئولوژیک است. نویسنده در موارد زیادی از تقابل برای آگاهیبخشی به خواننده بهره میبرد و غالب تقابلهای رمان فرهنگ مقاومت و عدم سازش را القا میکند؛ ایدئولوژیای که نویسنده در سراسر رمان خواهان تثبیت آن است. شخصیت اصلی رمان «الجازیة» و نامهای «الدراویش، الرعاة، الشامبیط، الطیب و الأحمر» همگی نمادین است. در رجوع به مفهوم اصلی این نمادها مشخص میگردد همگی تداعیکننده و مرتبط با موضوع اصلی رمان است. این نوع ارتباط میان مفردات به شکل همنشینی واژگان مرتبط با موضوع در سراسر رمان باعث انسجام و اتصال معنایی آن شده است. نویسنده از این نوع باهمآیی فقط برای بیان موضوع اصلی رمان بهره نبرده است، بلکه گاهی این نوع باهمآیی با موضوعات دیگری غیر از موضوع اصلی، ولی مرتبط با آن، همچون بیان اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی الجزایر، ارتباط دارد. باهمآیی از نوع رابطهٔ جزء به جزء در این رمان از بسامد بالایی برخوردار نیست و بیشتر نمونههای این قسم از باهمآیی در رمان برای توصیف دقیق یک چیز است. با وجود این، نمونههایی از این نوع باهمآیی در رمان مشاهده شد که عبدالحمید بن هدوقة از آن برای اشاره به موضوع رمان استفاده کرده است. باهمآیی از نوع رابطهٔ جزء به کل نیز در رمان حاضر بسامد فراوانی ندارد. با وجود این، بررسی نمونههای رابطهٔ جزء به کل در رمان نشان از نقش این باهمآیی در انسجامبخشی متن دارد. همچنین باهمآیی ایجادشده توسط واژگان مربوط به مجموعهای منظم در رمان «الجازیة والدراویش» بسیار اندک است، ولی همان تعداد کم، علاوهبر ایجاد انسجام، معنایی خاص به لحاظ ایدئولوژیک به متن بخشیده است.کاربرد رنگهای «الأحمر»، «الأخضر» و «أبیض» در متن رمان سبب ایجاد باهمآیی از نوع واژگان مربوط به مجموعهٔ نامنظم شده، بهویژه که نویسنده دو واژهٔ «الأحمر و الأخضر» را برای نام دو شخصیت رمان بهکار برده است. این دو نام نمادهایی برای دو تفکر اسلام و سوسیالیست است که نویسنده با همنشینی این دو به بیان ایدئولوژی خویش در مبارزه با ساختار حاکم بر جامعهٔ الجزایر پرداخته است. عبدالحمید بن هدوقة از شمول مشترک برای توصیف استفاده کرده است. دستاوردها: بررسی کارکرد باهمآیی در تحلیلگفتمان رمان «الجازیة والدراویش» نشان میدهد همهٔ انواع عنصر باهمآیی در تعامل با دیگر عناصر در انسجامبخشی متن این رمان نقش دارد و عامل انسجامی باهمآیی توانسته است پیوندی محکم میان الفاظ و معانی رمان ایجاد کند. بالاترین بسامد باهمآیی در رمان مربوط به دو نوع ارتباط با موضوع رمان -47% در زمان اول و 41% در زمان دوم- و تقابل -36% در زمان اول و 35% در زمان دوم- است که سبب انسجام متن رمان و پیوستگی معنایی آن شده و موضوع الجزایر، مقاومت برای استقلال آن و عدم سازش را برجسته ساخته است. کمترین درصد باهمآیی مربوط به رابطهٔ جزء به کل و جزء به جزء در زمان اول -5/.- و واژگان مربوط به مجموعهٔ منظم در زمان دوم رمان -1/.- است که بسامد اندک این انواع نیز در برجستهسازی موضوع رمان تأثیرگذار است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| عبدالحمید بن هدوقه؛ «الجازیه والدراویش»؛ تحلیل گفتمان؛ باهمآیی؛ هلیدی و حسن | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| The Function of Collocation in the Discourse Analysis of the Novel "Al-Jaziyah wa al-Darawish" by Abdul Hamid bin Hadouqa Based on Halliday and Hasan’s Theory | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Fatemeh ghaderi؛ Hamideh Morovati Sharif Abad | ||
| Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Language and Literature, Yazd University, Yazd, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| Statement of the Problem and Objective: Collocation, which arises from the mutual relationship between words within a text, constitutes a type of lexical cohesion and forms part of the broader concept of textual coherence. The term cohesion was first introduced by Halliday and Hasan (1976). According to these two linguists, reference, ellipsis, substitution, conjunction, and lexical cohesion are the principal mechanisms that create textual cohesion. Lexical cohesion itself is divided into two categories: repetition and collocation. Collocation encompasses various subtypes, and the purposeful use of these forms not only enhances textual continuity but also foregrounds the thematic focus of a work, thereby aiding the reader’s comprehension. By creating harmony among the words in a text—through relationships such as contrast, association, co-occurrence, or part–whole relations—collocation enables words to cohere and generate a unified textual structure. Furthermore, the patterns of collocation among certain lexical items may reveal the underlying ideology of the text, reflecting the author’s conceptual framework and personal experiences. Investigating these relationships can thus illuminate the writer’s motives and ideological orientation. The novel Al-Jaziyah wa al-Darawish (Al-Jaziyah and the Dervishes) by Abdul Hamid bin Hadouqa (1925–1996)—the author of the first Arabic novel written in Algeria—provides a rich literary corpus that implicitly addresses the Algerian social and political condition. The present study aims to determine how the cohesive element of collocation contributes to textual unity and how it functions to highlight the novel’s central themes and ideological concerns. Methodology: This study adopts a descriptive–analytical approach grounded in Halliday and Hasan’s theory of cohesion. Instances of collocation in Al-Jaziyah wa al-Darawish were identified, categorized, and statistically analyzed to determine the frequency of each type and its role in the text’s overall cohesion. The analysis also considers contextual and intertextual factors, interpreting how collocational structures reveal and reinforce the author’s ideological stance and the thematic fabric of the novel. Discussion and Analysis: Drawing on the text of Al-Jaziyah wa al-Darawish, the study identifies and quantifies various types of collocation, analyzing their significance in both structural and ideological terms. The novel’s dual temporal structure—comprising two distinct timeframes across eight sections—reveals a consistent use of contrast both in its title and its narrative development. Hadouqa juxtaposes Al-Jaziyah and Al-Darawish to represent a dialogue between national identity and intellectual crisis, as well as between the worshipped and the worshippers. The recurrence of these two names throughout the narrative creates semantic continuity and cohesion. The contrasts embedded within the text function not only as cohesive devices but also as ideological constructs. Hadouqa frequently employs antithetical relationships to raise reader awareness, using them to promote the ideals of resistance and non-conformity—values that underpin the novel’s broader ideological message. The main characters—Al-Jaziyah, Al-Darawish, Al-Ra‘ah, Al-Shambit, Al-Tayyib, and Al-Ahmar—are all symbolic, and the associative meanings of their names reinforce the novel’s central themes. Such collocations of semantically related lexemes establish both coherence and ideological unity across the text. Hadouqa’s use of collocation is not confined to the primary theme of national struggle; it also extends to other related domains—social, cultural, and political—reflecting the multifaceted realities of Algerian life. Collocations reflecting part-to-part relationships are relatively infrequent and serve primarily descriptive purposes, though some instances subtly reference the novel’s overarching subject. Likewise, collocations denoting part-to-whole relations are limited in number but play a noticeable role in maintaining textual cohesion. Collocations involving words from an organized set are rare, yet even these few occurrences add both cohesion and ideological resonance. The use of color terms—al-ahmar (red), al-akhḍar (green), and al-abyad (white)—creates a distinct collocational network of unordered sets. Notably, Hadouqa names two characters Al-Ahmar and Al-Akhdar, symbolizing two competing ideologies—Islamic and socialist. By juxtaposing these names, the author articulates his ideological stance toward the socio-political structure of Algeria and its postcolonial tensions. Findings: The analysis demonstrates that all forms of collocation contribute to the textual and semantic cohesion of Al-Jaziyah wa al-Darawish. The cohesive power of collocation establishes strong interconnections between words and meanings, reinforcing the unity of the text. The highest frequencies occur in collocations related to the novel’s primary theme (47% in the first timeframe and 41% in the second) and those based on contrast (36% and 35%, respectively). These patterns significantly enhance textual coherence and highlight the themes of Algerian resistance, national independence, and defiance against conformity. The lowest frequencies appear in part-to-whole and part-to-part relationships in the first timeframe (5.5%) and in collocations involving organized sets in the second (1.1%). Despite their lower occurrence, these types also play a supporting role in foregrounding the novel’s central themes. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Al-Jaziyah wa al-Darawish, Abdul Hamid bin Hadouqa, discourse analysis, collocation, Halliday and Hasan | ||
| مراجع | ||
|
قرآن کریم
أبو النجاء، السید عطیة، (1406ق)، «الدفن فی حناجر الطیور، الجازیة الهلالیة والدراویش فی روایة جزائریة»، إبداع، العدد 5، صص 15-26.
آقاگلزاده، فردوس، (1392ش)، فرهنگ توصیفی تحلیلگفتمان و کاربردشناسی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
آقاگلزاده، فردوس، (1394ش)، تحلیل گفتمان انتقادی، چ3، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی.
آلبویه لنگرودی، عبدالعلی و علیرضا نظری، (1391ش)، «همآیی واژگانی و نقش آن در انسجام خطبههای نهجالبلاغة»، مطالعات ادبی متون اسلامی، ش3، ۲۵- ۴۶.
بن هدوقة، عبدالحمید، (1991م)، الجازیة والدراویش، ط۲، بیروت، دار الآداب.
بورایــو، عبدالحمید، (1994م)، منطــق الســرد، دراســات فــی القصــة الجزائریــة الحدیثــة، الجزائر العاصمة، دیــوان المطبوعات الجامعیة، بن عکنون.
بوسماحة، عبدالحمید، (د.ت)، «الموروث الشعبی فی روایات عبدالحمید بن هدوقة»، جامعة تیزی وزو، صص189-209.
التفتازانی، سعدالدین، (1409ق)، شرح المقاصد، المحقق: عبدالرحمن عمیرة، قم، الشریف الرضی.
خطابی، محمد، (1991م)، لسانیات النص (مدخل إلی انسجام الخطاب)، بیروت، المرکز الثقافی العربی.
دیاب، فوزیة، (1966م)، القیم والعادات الإجتماعیة مع بحث میدانی لبعض العادات الإجتماعیة فی الجمهوریة العربیة المتحدة، القاهرة، دار الکاتب العربی.
دیبوجراند، روبرت، (1998م)، النص و الخطاب و الإجراء، المترجم: تمّام حسّان، القاهرة، عالم الکتب.
الزهرانی، عبدالعزیز علی و ابراهیم الکوفحی، (2019م)، «السبک المعجمی فی شعر عبدالله البردونیفی ضوء لسانیات النص»، مجلة جامعة البعث، العدد 15، المجلد 14، صص35-70.
شنو، رجاء عبدالعزیز و إبراهیم جودت، (2019م)، «الإتّساق»، جامعة البعث، العدد 69، صص129-161.
صفوی، کوروش، (1382ش)، «پژوهشی دربارهٔ باهمآیی واژگانی در زبان فارسی»، مجلهٔ زبان و ادب (دانشگاه علامه طباطبایی)، ش 18، صص1-13.
صفوی، کوروش، (1383ش)، درآمدی بر معنیشناسی، تهران، سورهٔ مهر.
عاصم شحادة، علی، (2009م)، «مظاهر الاتساق والانسجام فی تحلیل الخطاب: الخطاب النبوی فی رقائق صحیح البخاری نموذجاً»، دراسات العلوم الإنسانیة و الإجتماعیة، المجلّد36، العدد2، صص360-379.
عباسی، محمود و عبدالعلی اویسی کهخا و فاطمه ثواب، (1395ش)، «انسجام واژگانی در متن سورئالیستی بوفکور بر پایهٔ نظریهٔ هلیدی و حسن»، جستارهای زبانی، ش6، صص283-308.
عفیفی، أحمد، (2001م)، نحو النص اتجاه جدید فی الدرس النحوی، القاهره، مکتبة زهراء الشرق.
عمر، أحمد مختار، (1982م)، علم الدلالة، الکویت، مکتبة دار العروبة.
فرج، حسام أحمد، (2007م)، نظریة علم النصّ، قاهرة، مکتبة الآداب.
مبارکیة، عبدالناصر، أ، (2006م)، «تلقی العناصر الأسطوریة فی روایة الجازیة و الدراویش لـ: عبدالحمید بن هدوقة»، العلوم الإنسانیة- جامعه محمد خیضر بسکرة، العدد10، صص235-252.
مبارکیة، عبدالناصر، أ، (1998م)، الجازیــة والــدراویش بــین التــراث الســردی، الرؤیــة وجمالیـة المکـان، قـراءات ودراسـات نقدیـة فـی أدب عبـدالحمیـد بـنهدوقـة فی کتـاب الملتقـى الـوطنی الأول حـول أدب عبـدالحمیـد بـنهدوقـة، وزارة الثقافـة والاتصـال ومدیریة الثقافة لولایة برج بوعریریج، الجزائر: دار تالة.
نظری، علیرضا، (1389ش)، ﻛﺎرﻛﺮد ﻋﻮاﻣﻞ اﻧﺴﺠﺎم متنی در ﺧﻄﺒﻪﻫﺎی ﻧﻬﺞاﻟﺒﻼغة (ﺑﺮاﺳﺎس اﻟﮕﻮی ﻧﻘﺶﮔﺮای ﻫﺎلیدی)، رﺳﺎلهٔ دﻛﺘﺮی رشتهٔ زﺑﺎن و ادبیات ﻋﺮبی، استاد راهنما: خلیل پروینی، تهران، داﻧﺸﮕﺎه تربیت ﻣﺪرس.
الهواوشة، محمود سلیمان حسین، (2008م)، أثر عناصر الاتساق فی تماسک النص: دراسة نصیة من خلال سورة یوسف، أطروحة ماجستیر، جامعة مؤتة، الأردن.
Halliday. M. A. K. and Ruqaiy Hasan, (1976), Cohesion in English, London: Longman. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 215 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 157 |
||
