بررسی نشانهشناختی دیگری در «إسلام بلاضفاف» براساس رویکرد امبرتو اکو | ||
| پژوهشنامهٔ نقد ادب عربی | ||
| مقاله 4، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، آبان 1404، صفحه 57-75 اصل مقاله (2.22 M) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/jalc.2025.236883.1342 | ||
| نویسندگان | ||
| سعید بهمنآبادی؛ معصومه شبستری* | ||
| گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| بیان مسئله و هدف: پدیدهٔ «دیگری» از مفاهیم بنیادی در گفتمانهای فرهنگی و نشانهشناسی است که همواره بهمثابهٔ آینهای برای بازشناسی «خود» عمل کرده است. در جهان معاصر، این مفهوم بیش از پیش در متون ادبی و فرهنگی بازتاب یافته و به ابزاری برای تحلیل سازوکارهای سلطه، قدرت و هویت بدل شده است. در همین راستا، کتاب إسلام بلا ضفا، اثر یوسف إدریس، تصویری چندوجهی از مواجهۀ جهان اسلام با غرب و قدرتهای استعمارگر ارائه میدهد و در قالبی ادبی– انتقادی به بازنمایی مناسبات سلطه و مقاومت در بستر فرهنگی مصر و جهان عرب میپردازد. نویسنده، با زبانی استعاری و کنایی، سیمای دشمنان تاریخی اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل را از خلال نشانههایی چون «غول احمق»، «اختاپوس صهیونیستی»، «ذبح نفتی» و «نقشههای مخرب» بازآفرینی میکند تا، از این طریق، بحران هویت و سلطهپذیری و خودباختگی فرهنگی جوامع اسلامی را برجسته سازد. در این میان، رویکرد امبرتو اکو، بهعنوان یکی از برجستهترین نظریهپردازان نشانهشناسی، ابزاری تحلیلی فراهم میآورد که از سطح دلالتهای ظاهری متون فراتر میرود و به لایههای پنهان معنا دست مییابد. اکو با طرح مفاهیمی چون دانشنامهٔ فرهنگی، خوانندهٔ الگو و تأویل اصیل، امکان بازخوانی متون را در پیوند با نظامهای فرهنگی و رمزگانهای اجتماعی میسر میسازد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین دیدگاه میکوشد تا نشان دهد چگونه یوسف إدریس، با بهرهگیری از گنجینۀ فرهنگی– تاریخی جهان عرب، گفتمان «خود» را در تقابل با «دیگری» بازتعریف میکند و چگونه استعارهها و رمزگانهای زبانی او به بازتولید معنا در بستر تاریخی و سیاسی مصر دهۀ پایانی قرن بیستم میانجامد. هدف اصلی این پژوهش کشف سازوکارهای نشانهای در بازنمایی دیگری در إسلام بلا ضفاف است؛ بهویژه اینکه چگونه عناصر زبانی و فرهنگی در خدمت بازسازی مفاهیم هویت، مقاومت و سلطه قرار میگیرد. این تحقیق، با فاصلهگرفتن از رویکردهای صرفاً تاریخی یا سیاسی، متن را بهمثابهٔ نظامی از نشانهها مینگرد که در آن هر نشانه در شبکهای از رمزگانهای فرهنگی معنا مییابد. روششناسی: پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی و، از حیث روش، نشانهشناسی فرهنگی با تکیه بر الگوی امبرتو اکو است. دادههای اصلی از متن عربی کتاب إسلام بلا ضفاف استخراج شده و تحلیل بر مبنای تطبیق رمزگانهای زبانی، استعاری و فرهنگی در چهارچوب مفاهیم اکو انجام گرفته است. در این تحلیل، ابتدا نظام نشانهای متن در پیوند با بافت تاریخی و فرهنگی مصر و جهان عرب شناسایی شده، سپس سازوکار تولید معنا و فرایند تعامل میان «خوانندهٔ الگو» و «نویسندهٔ الگو» بررسی شده است. در فرایند تحلیل، واحدهای نشانهای همچون واژهها، استعارهها و ساختارهای تقابلی (خود/ دیگری، شرق/ غرب، مقاومت/ سلطه) بهعنوان مؤلفههای دلالتی انتخاب و بر مبنای شبکههای دانشنامهای و رمزگانهای مشترک فرهنگی تفسیر شده است. روش کار بر این اصل استوار است که هیچ نشانهای بهصورت منفرد معنا نمییابد، بلکه در بستر تاریخی و در ارتباط با حافظۀ فرهنگی ملتها معنا میگیرد. بحث و تحلیل: نتایج تحلیل نشانهشناختی نشان میدهد که، در إسلام بلا ضفاف، مفهوم «دیگری» همزمان دو نقش ایفا میکند: ازسویی، دشمنی تاریخی و خارجی است که در قالب استعارههایی چون «غول احمق» و «اختاپوس» بازنمایی میشود؛ ازسوی دیگر، نمادی از بحران درونی و خودفراموشی فرهنگی است. یوسف إدریس، با آفرینش شبکهای از نشانهها، گفتمان «خودِ عرب و مسلمان» را در مواجه با استعمار نوین به تصویر میکشد و، از رهگذر زبانی نشانهمدار، ساختار سلطه و وابستگی اقتصادی و فکری جوامع عربی را نقد میکند. استعارهٔ «غول احمق» در تحلیل اکو نشانهای دووجهی است؛ از یکسو قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را بازنمایی میکند و ازسوی دیگر با صفت «احمق» ارزش اخلاقی و انسانی آن را تهی میسازد. این ترکیبْ نماد تضاد میان تمدن مادی و فقدان خرد اخلاقی در گفتمان غربی است. در سطحی دیگر، استعارهٔ «اختاپوس» برای توصیف اسرائیل بهکار رفته که با بازوهای متعدد خود بر جهان چنگ انداخته است. این نشانه نهتنها بیانگر قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه نمادی از شبکههای نفوذ و سلطه جهانی است. مطابق با نظریۀ رمزگانهای فرهنگی اکو، این استعاره ریشه در حافظۀ جمعی جهان عرب دارد و معنای آن تنها از طریق آشنایی با تاریخ استعمار و منازعات اعراب و اسرائیل قابل درک است. واژههای «نقشهٔ مخرب» و «طرح هوشمندانه» بهمثابهٔ رمزگانهایی از سیاستهای استعماری و رسانهای غرب در جهان عرب عمل میکند. اکو تأکید دارد که معنا از خلال روابط متقابل نشانهها و رمزگانها پدید میآید؛ بدینسان، در متن إدریس نیز واژگان مذکور، با ارجاع به نظام دانشی مشترک در فرهنگ عربی– اسلامی، دلالتی فراتر از معنای لغوی خود مییابد. این استعارهها مخاطب را از سطح سیاسی به لایههای فرهنگی– روانی سلطه سوق میدهد و بحران اعتمادبهنفس و خودباختگی را بهعنوان پیامد استعمار فکری بازمینمایاند. از مهمترین لایههای معنایی در متن، استعارهٔ «ذبح نفطی» است که به کشتار اقتصادی جهان عرب اشاره دارد. این ترکیبْ پیوندی میان مفهوم مذهبی قربانی و واقعیت اقتصادی استعمار برقرار میکند و، به تعبیر اکو، ازجملهٔ نشانههایی است که بافت فرهنگی و دینی را به سیاست معاصر پیوند میزند. در اینجا، نفت بهمثابهٔ «شریان حیاتی» ملتهای عربی به خون بدل میشود که در پیکر نظام سرمایهداری جهانی جریان مییابد. چنین تصویری نهایت ضعف و استثمار را در قالبی نشانهای بیان میکند. در مجموع، میتوان گفت که إدریس، با آگاهی از رمزگانهای مشترک میان خوانندگان عرب، متنی خلق کرده است که بهصورت چندلایه معنا میدهد و خواننده را از سطح روایت سیاسی به تأملی نشانهشناختی دربارهٔ سرنوشت فرهنگی خود فرامیخواند. در پرتو دیدگاه اکو، این خوانش چندسطحی نه نشانهای از ابهام، بلکه ابزار تولید معنا و بازآفرینی فرهنگ است. دستاوردها: پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد نشانهشناختی اکو ابزاری کارآمد برای تحلیل متون انتقادی جهان عرب است. نخست آنکه دیگری در إسلام بلا ضفاف صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه سازهای فرهنگی است که به بازتعریف «خود» میانجامد. دوم آنکه استعارهها و رمزگانهای فرهنگیِ بهکاررفته در اثر از دل تاریخ استعمار و حافظۀ جمعی ملتها برخاسته و، در سطحی فراتر از زبان، حامل پیامهای اجتماعی و ایدئولوژیک است. سوم آنکه، با بهکارگیری مفاهیمی چون خوانندهٔ الگو و دانشنامهٔ فرهنگی، میتوان نشان داد که إدریس آگاهانه خواننده را به مشارکت در فرایند معناسازی دعوت میکند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| پیشینهٔ فرهنگی؛ نشانهشناسی؛ امبرتو اکو؛ یوسف إدریس؛ إسلام بلا ضفاف | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| A Semiotic Analysis of the “Other” in Islām Bilā Ḍifāf Based on Umberto Eco’s Approach | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Saeed Bahman Abadi؛ Masomeh Shabastari | ||
| Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Tehran University, Tehran, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| Statement of the Problem and Objective: The concept of the Other is a foundational construct in cultural and semiotic discourse, long serving as a mirror through which societies define and rediscover the Self. In modern literary and cultural studies, it has become a critical lens for examining mechanisms of power, domination, and identity. Islām Bilā Ḍifāf (Islam Without Shores), by Yūsuf Idrīs, presents a multifaceted portrayal of the encounter between the Islamic world and the West—particularly with colonial and imperial powers. Through allegorical and metaphorical language, Idrīs depicts historical adversaries of Islam, notably the United States and Israel, using images such as “the foolish giant,” “the Zionist octopus,” “the oil slaughter,” and “destructive maps.” These signs collectively foreground crises of identity, submission, and cultural disorientation in Islamic societies. Drawing upon Umberto Eco’s semiotic framework, which seeks meaning beyond surface-level signification, this study explores how Idrīs employs the cultural-historical repertoire of the Arab world to reconstruct the discourse of the Self in opposition to the Other. Eco’s concepts—such as the cultural encyclopedia, model reader, and authentic interpretation—provide analytical tools to reveal the interaction between text and cultural codes. The primary aim of this research is to uncover the semiotic mechanisms through which Idrīs represents the Other and to elucidate how linguistic and cultural elements function in redefining notions of identity, resistance, and domination. By distancing itself from purely political or historical approaches, the study treats the text as a network of interrelated signs that generate meaning through the collective memory of Arab-Islamic culture. Methodology: This study employs a descriptive–analytical method grounded in cultural semiotics, following Umberto Eco’s theoretical model. The corpus consists of the Arabic text of Islām Bilā Ḍifāf, analyzed in conjunction with linguistic, metaphorical, and cultural codes. The research proceeds in two main stages: (1) identifying the semiotic system of the text in relation to the historical and cultural context of Egypt and the Arab world, and (2) examining the processes of meaning production and the interaction between Eco’s “model author” and “model reader”. Analytical units include lexical signs, metaphors, and binary structures such as Self/Other, East/West, and Resistance/Domination. These are interpreted within the intertextual networks of Arab-Islamic cultural knowledge. The study rests on Eco’s principle that a sign acquires meaning not in isolation but through its participation in a broader system of cultural codes and historical memory. Discussion and Analysis: The semiotic reading of Islām Bilā Ḍifāf demonstrates that Idrīs constructs the Other as both an external adversary and an internal reflection of cultural crisis. The metaphors “the foolish giant” and “the octopus” encapsulate this duality, embodying power and domination while simultaneously exposing moral and existential decay. In Eco’s interpretive terms, the “foolish giant” functions as a double signifier: it denotes the immense military and economic might of the United States while connoting intellectual and ethical bankruptcy through the qualifier “foolish.” This semiotic tension dramatizes the contrast between material advancement and moral emptiness in Western civilization. Similarly, the “octopus” metaphor for Israel symbolizes pervasive global control through its multiple tentacles. According to Eco’s theory of cultural codes, this sign draws on shared collective memory within Arab culture, invoking imagery of predatory encirclement that resonates with the historical experiences of colonialism and conflict. Expressions such as “destructive maps” and “strategic plans” operate as cultural codes representing Western political and media manipulation. Through Eco’s lens, their meaning extends beyond literal reference, emerging instead from their interrelation with a broader network of ideological and historical symbols. These terms thus guide the reader from overt political critique toward deeper cultural-psychological dimensions of subjugation, including the erosion of confidence and the internalization of inferiority. A particularly striking metaphor—“the oil slaughter”—translates the economic exploitation of the Arab world into a symbolic ritual of sacrifice. In Eco’s semiotic view, this image fuses religious and economic sign systems, portraying oil as the “lifeblood” of Arab nations transformed into a source of their own depletion within the global capitalist structure. The metaphor’s potency lies in its ability to encode political critique through culturally resonant religious imagery. Overall, Idrīs creates a multi-layered textual architecture in which interlinked signs invite the reader to move from the political to the semiotic and existential. His use of culturally familiar codes ensures that the Arab reader participates in meaning construction as a model reader, decoding not only overt messages of resistance but also implicit reflections on cultural destiny and self-renewal. From Eco’s perspective, this multiplicity is not ambiguity but the very condition of interpretive richness and cultural regeneration. Findings: Eco’s semiotic framework proves highly effective for interpreting critical Arabic texts, revealing layers of cultural and ideological signification. The Other in Islām Bilā Ḍifāf is not limited to an external colonial force but emerges as a cultural construct essential to redefining the Self. Idrīs’s metaphors and cultural codes—rooted in the collective memory of colonial encounters—transcend linguistic representation to convey social and ideological meanings. By invoking Eco’s notions of the model reader and cultural encyclopedia, the study shows that Idrīs deliberately invites interpretive participation, making the act of reading itself a process of cultural self-reflection. Ultimately, the text operates as a semiotic map of resistance, transforming historical critique into a reassertion of Arab-Islamic identity. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| cultural background, semiotics, Umberto Eco, Yūsuf Idrīs, Islām Bilā Ḍifāf | ||
| مراجع | ||
|
احمدی، حمید و آرش بیداللهخانی، (1391ش)، «روابط مصر – اسرائیل؛ پیشینه، چالشها و چشمانداز آینده»، فصلنامهٔ روابط خارجی، س 4، ش 2، صص 35-70.
اکو، امبرتو، (1376ش)، دربارهٔ سهم فیلم در نشانهشناسی، مترجم: امید نیکفرجام، تهران، بنیاد سینمایی فارابی.
اکو، امبرتو و ریچارد رورتی و جاناتان کالر، (1397ش)، تفسیر و بیشتفسیر. مترجم: فرزان سجودی، تهران، علمی و فرهنگی.
اکو، امبرتو، (1396ش)، اعترافات رماننویس جوان، مترجم: رضا علیزاده، تهران، روزنه.
انسل، کیت، (1392ش)، چگونه نیچه بخوانیم، مترجم: لیلا کوچکمنش، تهران، رخداد نو.
إدریس، یوسف، (2017م)، إسلام بلا ضفاف، لا مک، مؤسسة هنداوی.
إکو، امبرتو، (1996م)، القارئ فی الحکایة، المترجم: أنطوان أبوزید، المغرب، المرکز الثقاافی العربی.
إکو، امبرتو، (2000م)، التأویل بین السیمیائیات والتفکیکیة، مترجم: سعید بنکراد، المغرب، المرکز الثقافی العربی.
إکو، امبرتو، (2010م)، العلامة؛ تحلیل المفهوم وتاریخه، مترجم: سعید بنکراد، المغرب، المرکز الثقافی العربی.
برزگر، نازیتا، و علی سرور یعقوبی، (1402ش)، «رهاوردی از سرزمین غولان، بررسی زیباییشناسی عنصر تخیل در شخصیتپردازی غول با تکیه بر دو اثر داستانی فانتزی دیویدی اسرار الغولان و غول بزرگ مهربان»، فصلنامهٔ زیباییشناسی ادبی، س 14، ش 56، صص 229-258.
بنکراد، سعید، (2019م)، بین اللفظ والصورة؛ تعددیة الحقائق وفرجة الممکن، المغرب: المرکز الثقافی العربی.
تنی، چاک، (د.ت)، الاخطبوط الصهیونی وخیوط المؤامرة لابتلاع فلسطین، القاهرة: دار الفضیلة.
جوهری، إسماعیل بن حماد، (1987م)، الصحاح، بیروت، دار العلم للملایین.
حاجیپور، نادیا و آناهیتا پرتوی، (1399ش)، نماد و نشانهشناسی فرهنگی، تهران، ساکو.
حبیباللهی، مهدی و سید جواد امام جمعهزاده و حسین مسعودنیا، (1397ش)، «اوباما و تداوم سیاست خارجی آمریکا در قبال مصر»، فصلنامهٔ مطالعات روابط بینالملل، س11، ش 43، صص49-71.
دمیری، محمد، (1424ق)، حیاة الحیوان الکبرى، ط2، بیروت، دار الکتب العلمیة.
رحیمی، فاطمه، (1390ش)، «جایگاه متن، مؤلف و خواننده از دیدگاه امبرتو اکو»، مجلهٔ ادبپژوهی، س ۵، ش 18، صص 125-143.
سجودی، فرزان، (1388ش)، نشانهشناسی: نظریه و عمل، تهران، نشر علم.
سعید، ادوارد، (1395ش)، شرقشناسی، مترجم: عبدالرحیم گواهی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
سلیمانی، آرزو و فرهاد ساسانی و احمد پاکتچی، (1399ش)، بازنمایی دشمن در متن خاطرات زنی در اسارت: بررسی موردی کتاب خاطرات من زندهام، جستارهای زبانی، س 11، ش 4، صص 445-475.
قجال، نادیة، (2009م)، «الوظائف الأساسیة للرسم الاستشراقی قبیل وإبّان الاستعمار الغربی للعالم الإسلامی»، مجلة إنسانیات، العدد 46، صص 127-142.
کابلی، پل و لیز یانتس، (1396ش)، نشانهشناسی: قدم اول، مترجم: محمد نبوی، تهران، شیرازه کتاب ما.
مبروک، محمد إبراهیم، (2002م)، الإسلام والغرب الإمریکی بین حتمیة الصدام وإمکانیة الحوار، القاهرة: مرکز الحضارة العربیة.
مصطفوی، حسن، (1385ش)، التّحقیق فی کلمات القرآن، تهران، اعتماد.
نجومیان، امیرعلی، (۱۷/۱۲/1394ش)، «امبرتو اکو: نابغهٔ پستمدرنِ قرون وسطایی»، روزنامهٔ اعتماد، ش 3484.
نیچه، فریدریش ویلهلم، (1385ش)، ارادهٔ معطوف به قدرت، مترجم: محمدباقر هوشیار، تهران، فرزان روز.
واعظی، محمدرضا و شادی عزیزی و احمدرضا موسوی، (1397ش)، «ارائهٔ نگرشی نوین در طراحی معماری با رویکرد معناشناسی امبرتو اکو»، فصلنامهٔ نگرشهای نو در جغرافیای انسانی، س 10، ش 4، صص 251-265.
هالیدای، فرید، (2008م)، الإسلام وخرافة المواجهة، لا مک: مکتبة مدبولی.
Danesi. Marcel, (2003), The Quest for Meaning: A Guide to Semiotic Theory and Practice, Toronto, University of Toronto Press.
Eco. U, (1976), A Theory of Semiotics, Bloomington & London, Indiana University Press.
Eco. U, (2012), Inventing enemy and other occasional writings, translated by Richard Dixon, New York, Houghton Mifflin Harcourt Publishing Company. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 184 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 105 |
||
