سبکشناسی شناختی استعارههای مفهومی اجتماعی در برگزیدۀ داستانهای «النظرات» منفلوطی | ||
| پژوهشنامهٔ نقد ادب عربی | ||
| مقاله 5، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، آبان 1404، صفحه 76-99 اصل مقاله (1.82 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/jalc.2025.236890.1343 | ||
| نویسندگان | ||
| پروین یوسفی؛ مرتضی قائمی* ؛ سید مهدی مسبوق | ||
| گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکدهٔ علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران | ||
| چکیده | ||
| بیان مسئله و هدف: سبکشناسی شناختی رویکردی نوین در قلمرو مطالعات سبکشناسی است که در دهۀ نخست قرن بیستویکم و بلافاصله پس از پیدایش نظریههای زبانشناسی شناختی و تحتتأثیر جدی این مکتب پدیدار شد. این رویکرد با تکیه بر نظریههای زبانشناسی شناختی به بررسی نحوۀ بازنمایی مفاهیم، تجربهها و ساختارهای ذهنی در زبان ادبی میپردازد. برخلاف سبکشناسی سنتی، که بیشتر بر ویژگیهای زبانی و بلاغی تمرکز دارد، سبکشناسی شناختی بهدنبال کشف سازوکارهای ذهنی و شناختیای است که نویسنده و خواننده در فرایند تولید و دریافت متن بهکار میگیرند. یکی از مهمترین این سازوکارها استعارۀ مفهومی است. در نظریۀ استعارۀ مفهومی، که لیکاف و جانسون مطرح کردهاند، استعاره نه صرفاً آرایهای ادبی و زینتی، بلکه سازوکاری بنیادی برای اندیشیدن و فهم جهان بهشمار میآید. برایناساس، ذهن انسان مفاهیم انتزاعی را از طریق مفاهیم عینی و ملموس درک میکند و زبان بهمنزلۀ ابزاری برای بازنمایی این فرایند ذهنی عمل میکند. ازجملۀ ادیبان معاصر، که دیدگاهها و جهانبینی خود را با کاربست استعارههای شناختی به مخاطب نمایانده است، مصطفی لطفی منفلوطی است. کتاب النظرات او، با بهرهگیری از شبکهای غنی از استعارههای مفهومی، تصویری روشن از نگاه نویسنده به مسائل اجتماعی، اخلاقی و ارائه میدهد. بررسی سبکشناسانۀ این اثر در چهارچوب رویکرد شناختی نشان میدهد که چگونه منفلوطی، از طریق زبان استعاری و بازنماییهای ذهنی، تجربههای فردی و دغدغههای اجتماعی خود را ساختارمند به خواننده منتقل میکند و او را در درک و بازآفرینی این جهانبینی شریک میسازد. ازاینرو، هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل مهمترین ویژگیهای سبکی استعارههای مفهومی منفلوطی در گزیدهٔ داستانهای النظرات ازجمله «الکأس الأولی»، «إلی الدیر»، «عبرة الدهر»، «غرفة الأحزان»، «البائسات»، «التوبة»، «علی سریر الموت» و «قتیلة الجوع» و تبیین نقش آنها در بازنمایی دیدگاههای اجتماعی نویسنده است. بررسی این مسئله که منفلوطی در کاربست حوزههای مبدأ برای حوزههای مقصد، در استعارههای مفهومی اجتماعی این اثر، بیشتر از کدام دامنههای مبدأ بهره برده، ازجمله اهداف این پژوهش است. روششناسی: شیوۀ گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانهای است و روش تحقیق بهصورت توصیفی ــ تحلیلی و با رویکرد سبکشناسی شناختی انجام شده است. دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل محتوا طبقهبندی و پردازش شده است. در گام نخست، مبانی نظری سبکشناسی شناختی و دیدگاههای صاحبنظران این حوزه تبیین شد. سپس، مصادیق مرتبط با استعارههای مفهومی اجتماعی از داستانهای کوتاه کتاب النظرات منفلوطی استخراج گردید. در مرحلۀ پایانی، دادهها براساس حوزههای مبدأ و مقصد تجزیه و تحلیل شد تا، ضمن روشنشدن دامنههای مبدأ و گسترههای مقصد و تنوع استعارههای اجتماعی، نقش آنها در بازنمایی دیدگاههای اجتماعی نویسنده بیان و ویژگیهای سبکی نثر او شناسایی شود. بحث و تحلیل: منفلوطی در داستانهای منتخب النظرات با سبک ویژه و منحصربهفرد خویش توانسته است مفاهیم پیچیده و انتزاعی اجتماعی را در قالب پدیدههایی عینی و محسوس بازنمایی کند؛ پدیدههایی که بر تجربۀ ادراکی و زیستۀ مخاطب استوار است، ازهمینرو، درک و دریافت آنها را آسان و ملموس ساخته است. او این مهم را از طریق نظامی گسترده و متنوع از استعارههای شناختی ساختاری، هستیشناختی و جهتی تحقق بخشیده است. در این میان، استعارههای ساختاری از بسامد بالاتری برخوردارند، زیرا این نوع استعارهها قابلتجزیه به نگاشتهای متعددی است که امکان بازنمایی روابط و ساختارهای اجتماعی را در قالبی روشنتر و قابلفهمتر فراهم میکند. آنچه در تحلیلهای شناختی بهروشنی دیده میشود، توانایی منفلوطی در مفهومسازی چندبعدی است؛ به این معنا که او هر حوزۀ مقصد مفهومی مانند ازدواج، فساد، عشق و میگساری را نه به یک مبدأ، بلکه به چندین حوزۀ مبدأ متنوع پیوند میدهد. این رویکرد لایههای تازهای از معنا میآفریند و امکان میدهد تا یک پدیدهٔ اجتماعی از زوایای گوناگون تبیین شود. برای نمونه، ازدواج در نگاه او تنها پیمانی انسانی نیست، بلکه عرصهای است که در قالب تجارت، آزمایش، نبرد و مبارزه تصور میشود. فساد اخلاقی نیز نه صرفاً یک انحراف رفتاری، بلکه با مفاهیمی استعاری همچون سرقت و تجارت بازنمایی میشود. عشق، در سیمای راهی پرخطر، همچون سمی کشنده یا نوشیدنیای تلخ جلوه میکند. موضوع میگساری نیز بهمثابۀ فریفتگی، قتل، پوشش عقل و عامل نابینایی تصور میشود. این تنوع در پیوند حوزههای مبدأ و مقصد تنها ابزاری برای زیباترشدن زبان نیست، بلکه به سبک منفلوطی بُعدی تأثیرگذار و عاطفی میبخشد و او را قادر میسازد تا با بیانی تکاندهنده به سراغ مشکلات اجتماعی زمانهاش برود. درحقیقت، خواننده نهتنها در سطح عقلانی پیام او را دریافت میکند، بلکه در سطح عاطفی و حسی نیز با متن درگیر میشود. در این میان، تنیدگی استعارههای هستیشناختی و جهتی نقشی کلیدی در غنای مفهومسازیهای او دارد، زیرا این استعارهها مفاهیم انتزاعی را با عناصر بنیادین تجربه انسانی همچون فضا، جهت، مسیر، شیء و ماده پیوند میدهد و درک و لمس مفاهیم دشوار را برای مخاطب عمیقتر میسازد. دستاوردها: سبک منفلوطی در النظرات جلوهای خاص از بهکارگیری استعارههای شناختی اجتماعی را نشان میدهد. او با تأکیدهای بلاغی همچون اسلوب قصر، کاربست اسم اشاره و جملات موصولی، همچنین، با بهرهگیری از زبانی احساسی و خطابی، معنا را برجستهتر و اثرگذارتر ساخته است. از برجستهترین ویژگیهای سبکی او تقابلهای دوگانه، توازن موسیقایی و لحن هشداردهنده است که متن را هم از نظر عاطفی و هم از نظر معنایی غنی کرده است. بدینسان، منفلوطی توانسته است با بهکارگیری استعارههای مفهومی متنوع، مفاهیم انتزاعی اجتماعی را به شیوهای ملموس و چندلایه بازنمایی کند و اثری بیافریند که نه تنها انتقالدهندۀ معنا، بلکه برانگیزانندۀ احساسات و اندیشههای خواننده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| سبکشناسی شناختی؛ استعارهٔ مفهومی؛ مصطفی لطفی منفلوطی؛ النظرات | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Cognitive Stylistics of Social Conceptual Metaphors in the Selected Stories from al-Manfaluti’s al-Nazarāt | ||
| نویسندگان [English] | ||
| parvin yousefi؛ Morteza Ghaemi؛ seyed mahdi masboogh | ||
| Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Humanities, Bu-Ali Sina University, Hamadan, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| Statement of the Problem and Objective: Cognitive stylistics is a modern approach within stylistic studies that emerged in the early twenty-first century, following the rise of cognitive linguistics and under its strong influence. Building upon cognitive linguistic principles, this approach examines how concepts, experiences, and mental structures are represented in literary language. Unlike traditional stylistics, which focuses on linguistic and rhetorical features, cognitive stylistics aims to uncover the mental and cognitive mechanisms that writers and readers employ in the processes of text production and interpretation. One of the most significant of these mechanisms is conceptual metaphor. In the conceptual metaphor theory introduced by Lakoff and Johnson, metaphor is not simply a decorative literary device but a fundamental cognitive mechanism through which humans think and understand the world. Accordingly, the human mind comprehends abstract ideas through concrete, sensory experiences, and language functions as the medium for expressing these mental processes. Among the modern Arab writers who have skillfully expressed their worldview through cognitive metaphors is Mustafa Lutfi al-Manfaluti. His collection al-Nazarāt reveals a rich network of conceptual metaphors that reflect his outlook on social and moral issues. A stylistic study of this work within the cognitive framework demonstrates how al-Manfaluti uses metaphorical language and mental imagery to convey his personal experiences and social concerns, enabling readers to share and reconstruct his worldview. This research therefore aims to identify and analyze the key stylistic features of al-Manfaluti’s social conceptual metaphors in selected stories from al-Nazarāt (al-Kaʾs al-Ūlā, Ilā al-Dayr, ʿIbrat al-Dahr, Ghurfat al-Aḥzān, al-Bāʾisāt, al-Tawba, ʿAlā Sarīr al-Mawt, and Qatīlat al-Jūʿ) and to explain how these metaphors represent the author’s social perspectives. The study also investigates which source domains al-Manfaluti most frequently draws upon in mapping his conceptual metaphors. Methodology: This research is library-based and employs a descriptive–analytical method within the framework of cognitive stylistics. Data were collected, classified, and analyzed using content analysis. First, the theoretical foundations of cognitive stylistics and the main scholarly perspectives in this field were outlined. Then, examples of social conceptual metaphors were extracted from the selected stories of al-Nazarāt. In the final stage, data were analyzed according to source and target domains to clarify their range and variety, as well as to determine their stylistic and ideological functions in representing the author’s social vision. Discussion and Analysis: In the selected stories of al-Nazarāt, al-Manfaluti, through his distinctive style, succeeds in presenting complex and abstract social ideas as concrete, perceptible experiences—rooted in the reader’s sensory and cognitive world, making them more accessible and tangible. He achieves this through an extensive network of structural, ontological, and orientational metaphors, among which structural metaphors are the most frequent, as they allow multiple conceptual mappings that make social relations and hierarchies more intelligible. The analysis highlights al-Manfaluti’s capacity for multidimensional conceptualization: he connects each target domain (e.g., marriage, corruption, love, drunkenness) with multiple, diverse source domains. This approach generates new layers of meaning and permits the interpretation of social issues from various perspectives. For example, marriage is conceptualized not merely as a human contract but as commerce, trial, or battle; moral corruption appears through metaphors of theft and trade; love is portrayed as a perilous path, a deadly poison, or a bitter drink; and drunkenness becomes seduction, murder, blindness, or the veil of reason. Such diversity in metaphorical mappings is not merely ornamental—it endows al-Manfaluti’s prose with emotional intensity and rhetorical power, allowing him to address social problems with striking vividness. Readers thus engage with his writing both intellectually and emotionally. The interweaving of ontological and orientational metaphors deepens this engagement by linking abstract concepts to fundamental elements of human experience—such as space, direction, path, object, and substance—and thus facilitating a more profound comprehension of complex ideas. Findings: Al-Manfaluti’s prose in al-Nazarāt demonstrates a distinctive and deliberate use of social cognitive metaphors. Through rhetorical techniques such as restriction (qaṣr), the strategic use of demonstratives and relative clauses, and emotionally charged, oratorical language, he amplifies meaning and impact. Prominent stylistic features include binary oppositions, rhythmic balance, and a didactic tone, all of which enrich the text both semantically and affectively. Ultimately, al-Manfaluti, through his wide range of conceptual metaphors, successfully transforms abstract social concerns into vivid, multilayered representations, creating prose that not only conveys meaning but also evokes emotional and intellectual resonance in the reader. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| cognitive stylistics, conceptual metaphor, Mustafa Lutfi al-Manfaluti, al-Nazarāt | ||
| مراجع | ||
|
حاجیزاده، مهین و علی خالقی، (1393ش)، «بازتاب موضوعی قرآن کریم در آثار مصطفی لطفی منفلوطی»، فصلنامۀ علوم قرآن و حدیث، س 46، ش 1، صص 41-63:
DOI:10.22067/naqhs.v46i1.13707
حسینی، محمدباقر، (1390ش) ، «نقدی بر زن از نگاه منفلوطی و آل احمد»، مجلۀ ادب عربی، س 3، ش 3، صص 281-306:
DOR: 20.1001.1.22519238.1390.3.3.12.0
الزیات، أحمد حسن، (1999م)، تاریخ الأدب العربی، بیروت: دار المعرفة.
سیفی، طیبه، (1395ش)، «تجلی قرآن کریم و احادیث شریف در آثار مصطفی لطفی منفلوطی»، دوفصلنامۀ پژوهشهای قرآنی در ادبیات، ش 5، صص 71-90.
شیبانیاقدم، اشرف، (1398ش)، کلیدواژههای سبکشناسی، تهران: انتشارات دانشگاه آزاد واحد تهران.
صفوی، کورش، (1392ش)، درآمدی بر معنیشناختی، تهران: سورهٔ مهر.
عمر بن دحمان، (2012م)، «الاستعارات والخطاب الأدبی؛ مقاربة معرفیة معاصرة»، أطروحة الدکتوراه، الجمهوریة الجزائریة، جامعة مولود.
الفاخوری، حنا، (2008م)، تاریخ الأدب العربی، تهران، توس.
فتوحی، محمود، (1391ش)، سبکشناسی؛ نظریهها، رویکردها و روشها، تهران، سخن.
کاستلز، مانوئل، (1380م)، عصر اطلاعات، قدرت هویت، مترجم: حسن چاووشیان و همکاران، 3ج، تهران، طرح نو.
کوچش، زولتان، (1393ش)، مقدمهای کاربردی بر استعاره، مترجم: شیرین پورابراهیم، چ 1، تهران، سمت.
کوچش، زولتان، (1394ش)، استعاره در فرهنگ: جهانیها و تنوع، مترجم: نیکتا انتظام، چ 1، تهران، سیاهرود.
کوچش، زولتان، (1395ش)، استعارهها از کجا میآیند؟ شناخت بافت در استعاره، مترجم: جهانشاه میرزا بیگی، تهران، آگاه.
کوچش، زولتان، (1395ش)، زبان، ذهن و فرهنگ، مترجم: جهانشاه میرزا بیگی، چ 1، تهران، آگاه.
گلدمن، لوسین، (1381ش)، جامعهشناسی ادبیات (دفاع از جامعه شناسی رمان)، مترجم: محمدجعفر پوینده، چ 1، تهران، هوش و ابتکار.
لایکوف، جورج، (2005م)، حرب الخلیج أو الاستعارات التی تقتل، المترجمان: عبدالمجید جحفة و عبد الإله سلیم، ط 1، المغرب، دار توبقال.
لیکاف، جورج و مارک جانسون، (1383ش)، استعارههایی که با آن زندگی میکنیم، مترجم: هاجر آقاابراهیمی، تهران، آگاه.
مختاری، قاسم، (1390ش)، «بررسی تطبیقی عناصر داستان در داستانهای کوتاه منفلوطی و جلال آل احمد»، مجلۀ تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات فارسی (دهخدا)، س 4، ش 14، صص 193-210.
المنفلوطی، مصطفی لطفی، (2014م)، النظرات، 3ج، ط1، بیروت، دار الکتب العلمیة.
النساج، حامد، (1990م)، تطور فن القصة القصیرة فی مصر، القاهرة، مکتبة الغریب.
نعمتی قزوینی، معصومه و نرگس انصاری، (1394ش)، «نقد اجتماعی و فرهنگی دیدگاههای آل احمد و منفلوطی در ارتباط با مسائل زنان»، مجلهٔ زن در فرهنگ و هنر، س ۷، ش 2، صص269-293:
DOI: 10.22059/jwica.2015.57580
هامیلتون، گیپ، (1371ش)، ادبیات نوین عرب، مترجم: یعقوب آژند، چ 2، تهران، اطلاعات. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 173 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 139 |
||
