تحلیل گفتمان ادبی آیات معاد سورهٔ دخان با تأکید بر بافت متن و بافت موقعیت | ||
| پژوهشنامهٔ نقد ادب عربی | ||
| مقاله 7، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، آبان 1404، صفحه 122-141 اصل مقاله (1.55 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/jalc.2025.237300.1350 | ||
| نویسندگان | ||
| سید محمد میرحسینی1؛ حسین شیرافکن2؛ فاطمه السادات ارفع* 3 | ||
| 1گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران | ||
| 2گروه زبان و ادبیات عرب، جامعة المصطفی (ص) العالمیة، قم، ایران | ||
| 3گروه تفسیر تطبیقی، مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| بیان مسئله و هدف: تحلیل گفتمان یکی از رویکردهای نوین در حوزهٔ زبانشناسی و نقد ادبی معاصر بهشمار میآید که در زبان فارسی تحتعناوینی چون سخنکاوی یا تحلیل کلام شناخته میشود. این رویکرد به عناصر لغوی جمله بهعنوان اساسیترین ابزار تشریح مضامین متن اکتفا نمیکند، بلکه عوامل فرامتنی ازجمله بافت موقعیت را مدنظر قرار میدهد. در تحلیل گفتمان ادبی، ساختارهای متن در پیوند با بافت موقعیت آن تحلیل میشود و تحلیل و بررسی آنها خارج از این بافت امکانپذیر نیست. تحلیل گفتمان ادبی در آیات قرآن با کشف ارتباط بین ابزارهای ادبی و بافت موقعیت به تجزیه و تحلیل سورهها میپردازد و هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت را در انتقال پیام به مخاطب تبیین میکند. این رویکرد به درک بهتر لایههای پنهان معنایی و نیل به فهمی عمیقتر از مراد گوینده کمک شایانی میکند. ازجمله مفاهیم نزدیک به مفهوم بافت موقعیت نزد دانشمندان اسلامی مفاهیم سیاق، قرینه و مقتضای حال است؛ در علوم قرآنی و تفسیری، این بافت با عنوان سیاق مقامی یا بیرونی و قرائن متصل غیرلفظی شناخته میشود که شامل فضای نزول آیات، ویژگیهای متکلم و مخاطب است. اوج فصاحت قرآن کریم، که بهدلیل جنبههای اعجاز متعددش همواره موردتوجه اندیشمندان و مفسران بوده، تناسب سخن با موقعیت کلام و بهکارگیری هماهنگ همهٔ ابزارهای زبانی در جهت انتقال دقیق مقاصد الهی است، اما بسیاری از اندیشمندان فقط به برخی جنبههای ساختارهای متنی قرآن مانند بلاغت سنتی پرداختهاند و ارتباط نظاممند میان ساختارهای زبانی و بافت موقعیت آیات را بهطور جامع و روشمند بررسی نکردهاند. میان سورههای قرآن، سورهٔ دخان از ویژگیهای سورههای مکی برخوردار است و در بستر اوضاع خاص اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سالهای نهم و دهم بعثت نازل شده است؛ بهدلیل این موقعیت خاص، از بافت متنی ویژهای در آیات معاد بهره میبرد. این ویژگی در جهت تقویت تأثیر پیام و انتقال آن به مخاطب بهکار رفته است. روششناسی: پژوهش حاضر با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر گردآوری دادهها به شیوهٔ اسنادی و کتابخانهای به واکاوی آیات معاد سورهٔ دخان از منظر نظریهٔ تحلیل گفتمان ادبی پرداخته است. این تحقیق با بهرهگیری از رویکرد اندیشمندان اسلامی در حوزهٔ مؤلفههای بافت موقعیت در قرآن درصدد تجزیه و تحلیل بافت موقعیت و بافت متن آیات معاد سورهٔ دخان و کشف ارتباط بین آن دو بوده تا هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت در انتقال پیام به مخاطب را تبیین کند. بحث و تحلیل: سورهٔ دخان در دورهٔ دعوت آشکار پیامبر و در فضایی نازل گردید که مشرکان مکه با اعراض از معارف وحیانی اسلام رویکردی معاندانه پیش گرفته بودند. آنان نهتنها خود از پذیرش قرآن سرباز میزدند، بلکه، با بهرهمندی از شیوههای مختلف، مانع رسیدن پیام الهی به تودههای مردم میشدند. گزارههای تاریخی از سالهای پایانی بعثت پیامبر حاکی از اوج گستاخی، استهزاء و بیاحترامی مشرکان به ساحت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است. ویژگی بارز این دوره مخالفت با آموزههای وحیانی، تردید در منشأ وحیانی قرآن و انکار صریح معاد است. در چنین بافت موقعیتی، محتوای آیات معاد با صراحت به زندگی پس از مرگ، اصالت حیات اخروی و جاودانگی انسان میپردازد و صحنههای قیامت را ترسیم میکند. در تحلیل بافت ساختاری متن، مطابق الگوی سه سطحی آوایی، نحوی و دلالی هماهنگی و انسجام بین بافت متن و بافت موقعیت مشاهده میگردد. در سطح آوایی، موسیقی ناشی از فواصل آیات، صفات حروف، تکرار حروف و کلمات در آیات، در جهت جلب توجه مخاطب و تحریک عاطفی او بهکار گرفته میشود. در سطح نحوی، کاربرد گستردهٔ اسلوب تأکید و جملات خبری و انشایی متناسب با بافت موقعیت در خدمت تثبیت مفاهیم مدنظر گوینده چون اثبات بعث و قیامت، توبیخ مخالفان و رد ادعاها و تردید و انکارشان است. این ویژگیهای نحوی بازتاب مستقیمی از موقعیت مخاطبانی است که باورمند به معاد نبوده و در مقام انکار آن برمیآمدند. قرآن در سطح دلالی با بهرهگیری از تصویرپردازی از طریق تشبیه، مجاز و تضاد، عذابها و نعمات اخروی را بهگونهای عینی و تأثیرگذار مجسم میسازد که مخاطب را کاملاً در آن فضا قرار داده و، با کمترین الفاظ، حداکثر معنا را انتقال میدهد. دستاوردها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که انکار معاد و مخالفت مشرکان مکه با پیامبر بهعنوان بافت موقعیت نقش تعیینکنندهای در شکلگیری گفتمان الهی این سوره داشته است. خداوند متعال در سورهٔ دخان با ظرفیتهای زبانی و بلاغی به اثبات بنیادهای معرفتی معاد پرداخته و نسبت به پیامدهای دنیوی و اخروی لجاجت، عناد و انکار مستمر مخالفان به عذابهای دنیوی و اخروی انذار داده و جایگاه منکران و متقیان را در عالم آخرت به تصویر میکشاند. تحلیل ارتباط نظاممند بافت متن و بافت موقعیت در سورهٔ دخان هدف غایی گفتمان سوره را بهروشنی آشکار میسازد که همان تغییر و اصلاح اندیشهها و باورها در حوزهٔ معاد و هشدار به مشرکان معاند نسبت به عواقب تردید و انکار معاد است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحلیل گفتمان ادبی؛ بافت متن؛ بافت موقعیت؛ سورهٔ دخان؛ آیات معاد | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Analysis of the Literary Discourse of the Hereafter Verses in Surah al-Dukhān with Emphasis on Textual Context and Context of Situation | ||
| نویسندگان [English] | ||
| SYED MOHAMMAD mirhosseyni1؛ hossahn shirafkan2؛ fatemeh alsadat Arfa3 | ||
| 1Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Imam Khomeini International University, Qazvin, Iran | ||
| 2Department of Arabic Language and Literature, Al-Mustafa International University, Qom, Iran | ||
| 3Department of comparative interpretation, Kosar Islamic Science Education Complex, Tehran, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| Statement of the Problem and Objective: Discourse analysis is a contemporary approach in linguistics and literary criticism (in Persian often termed sokhan-kāvī or taḥlīl-e kalām) that does not confine itself to lexical items as the sole means of explicating textual meaning; rather, it integrates extra-textual factors, notably the context of situation. In literary discourse analysis, textual structures are examined in conjunction with their situational context, and interpretation outside this context is considered inadequate. Applying discourse analysis to Qur’anic passages reveals how literary devices interact with context to generate coherence between textual form and situational demands, thereby deepening comprehension of latent semantic layers and the speaker’s intent. Concepts proximate to “context of situation” in the Islamic scholarly tradition include siyāq (co-text/context), qarīnah (contextual cue/indicator), and moqtazā-ye hāl (exigencies of the circumstance). In Qur’anic studies, these map onto siyāq-e maqāmī (situational/external context) and qarāʾin-e mottaṣil-e ghayr-lafẓī (connected non-verbal indicators), encompassing the circumstances of revelation, the characteristics of speaker and audience, and the occasion of utterance. The Qur’an’s eloquence—long recognized for its multiple dimensions of iʿjāz (miraculousness)—lies in tailoring expression to context and marshalling linguistic resources to convey divine intent with precision. Yet many studies have focused chiefly on traditional rhetoric while underexamining the systematic relation between linguistic structure and situational context. Surah al-Dukhān, a Meccan chapter revealed amid the specific social, political, and cultural conditions of the ninth and tenth years of the Prophetic mission, exhibits a distinctive textual configuration in its verses on the Hereafter (al-Maʿād). This configuration amplifies the message’s persuasive force. The present study analyzes these verses to elucidate the interplay between textual context and context of situation. Methodology: Using a descriptive–analytical design and drawing on documentary and library sources, this study examines the Hereafter verses of Surah al-Dukhān through the lens of literary discourse analysis. Building on Islamic scholarly treatments of situational context in the Qur’an, it analyzes both the textual context and the context of situation and uncovers their interrelations, with the aim of demonstrating how their harmony and cohesion enhance message transmission to the audience. Discussion and Analysis: Surah al-Dukhān was revealed during the Prophet’s public proclamation, in a milieu where the Meccan polytheists, having rejected the Qur’an’s revelatory message, adopted an antagonistic posture. They not only refused belief themselves but also impeded dissemination of the divine message. Reports from the closing years of the Prophet’s mission attest to heightened insolence, mockery, and disrespect toward the Prophet (pbuh), alongside denial of the Hereafter and skepticism about the Qur’an’s divine origin. Within this situational context, the Hereafter verses speak with clarity about life after death, the primacy of the otherworldly life, human immortality, and they vividly depict scenes of Resurrection. At the level of textual structure—following a three-tier model (phonological/phonetic, syntactic, semantic)—a tight fit between text and situation emerges. Phonologically, the Qur’an exploits verse-endings (fawāṣil), letter qualities (ṣifāt al-ḥurūf), and patterned repetition of sounds and words to draw attention and arouse affect. Syntactically, extensive use of emphatic constructions and a calibrated mix of declaratives and performatives (injunctive/optative forms) serve the communicative aims of proving resurrection, reproaching opponents, and refuting their claims, doubts, and denials—features that mirror an audience disposed to reject the Hereafter. Semantically, through imagery (simile), figurative transfer (metonymy/synecdoche, majāz), and contrast (taḍādd), the text renders punishments and blessings of the afterlife with concreteness and rhetorical economy, immersing the audience while conveying maximal meaning with minimal wording. Findings: The findings show that the denial of the Hereafter and opposition of the Meccan polytheists constituted a decisive situational backdrop shaping the surah’s divine discourse. In Surah al-Dukhān, God mobilizes the Qur’an’s linguistic and rhetorical resources to substantiate the epistemic foundations of the Hereafter, while issuing stern warnings of worldly and otherworldly consequences for obstinacy, enmity, and persistent denial. The surah delineates the ultimate destinies of deniers and the pious in the afterlife. Analyzing the systematic correlation between textual context and context of situation clarifies the surah’s overarching communicative objective: to transform and rectify beliefs regarding the Hereafter and to admonish hostile polytheists about the grave consequences of doubting and denying resurrection. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| literary discourse analysis, textual context, context of situation, Surah al-Dukhān, Hereafter verses (al-Maʿād) | ||
| مراجع | ||
|
قرآن کریم
آلوسی، محمود بن عبدالله، (1415ق)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، بیروت، دار الکتب العلمیة.
آیتی، محمد ابراهیم، (1369ش)، تاریخ پیامبر اسلام، تهران، دانشگاه تهران.
ابن اثیر، علی بن محمد، (1409ق)، أسد الغابة، بیروت، دار الفکر.
ابن سعد، محمد، (1410ق)، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة.
ابن عاشور، محمدطاهر، (1420ق)، التحریر والتنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی.
ابن هشام، عبدالملک، (د.ت)، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة.
احمد بدوی، احمد، (2005م)، من بلاغة القرآن، انتشارات نهضة مصر.
انیس، ابراهیم، (د.ت)، الأصوات اللغویة، قاهره: مکتبة نهضة مصر.
بابایی، علی اکبر و دیگران، (1379ش)، روششناسی تفسیر قرآن، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
بیضاوی، عبدالله بن عمر، (1418ق)، انوار التنزیل واسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
بقاعی، ابراهیم بن عمر، (1427ق)، نظم الدّرر فی تناسب الآیات والسور، بیروت، دارالکتب العلمیة.
تاجیک، محمدرضا، (1379ش)، گفتمان و تحلیل گفتمانی، چ۱، تهران، انتشارات فرهنگ گفتمان.
تفتازانی، سعدالدین، (1425ق)، شرح المختصر، تهران، نشر اسماعیلیان.
حقی بروسوی، اسماعیل بن مصطفی، (د.ت)، تفسیر روح البیان، بیروت، دار الفکر.
حجتی، محمدباقر، (1372ش)، پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، چ۶، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی تهران.
حنفی، حسن، (1423ق)، «تحلیل الخطاب»، العدد ۱۶، مجلة قضایا اسلامیة معاصرة، بیروت، الفلاح للنشر و التوزیع.
خطیب قزوینی، محمد بن عبدالرحمن، (د.ت)، الإیضاح فی علوم البلاغة المعانی والبیان والبدیع، بیروت، دار الکتب العلمیة.
رامیار، محمود، (1362ش)، تاریخ قرآن، چ2، تهران، امیرکبیر.
رجبی، محمود، (1383ش)، روش تفسیر قرآن، قم، پژوهشکدهٔ حوزه و دانشگاه.
زحیلی، وهبة، (1422ق)، التفسیر الوسیط، دمشق، دار الفکر.
زرکشی، محمد، (1410ق)، البرهان فی علوم القرآن، بیروت، دار المعرفة.
زمخشری، محمود بن عمر، (1407ق)، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دار الکتاب العربی.
السامرایی، فاضل صالح، (1430ق)، من اسرار البیان القرآنی، بیروت، دار الفکر.
سید قطب، ابراهیم حسین، (1425ق)، فی ظلال القرآن، بیروت، دار الشروق.
سید قطب، ابراهیم حسین، (1415ق)، التصویر الفنی فی القرآن، بیروت، دار الشروق.
سیالکوتی، عبدالحکیم، (1362ش)، حاشیة السیالکوتی علی کتاب المطوّل، قم، منشورات الرضی.
سیدی، سید حسین، (1401ش)، نظریهٔ متن در تمدن اسلامی، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی.
سیدی، سید حسین، (1390ش)، زیباشناسی آیات قرآن، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، (1408ق)، تناسق الدرر فی تناسب السور، بیروت، چاپ عبدالله محمد درویش.
سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، (1404)، الدّر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانهٔ عمومی حضرت آیت الله مرعشی نجفی.
سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، (1416 ق)، الإتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الفکر.
شحاته، عبدالله محمود، (1976م)، أهداف کلّ سورة ومقاصدها فی القرآن الکریم، مصر، الهیئة المصریة العامة للکتاب.
شرشار، عبدالقادر، (2006م)، تحلیل الخطاب الأدبی وقضایا النص، دمشق، اتحاد الکتاب العرب.
الشهری، عبدالهادی بن ظافر، (2004م)، استراتیجات الخطاب مقاربة لغویة تداولیة، چ۱، بیروت، دار الکتاب الجدیدة المتحدة.
طباطبایی، محمد حسین، (1390ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
طبرسی، فضل بن حسن، (1372ش)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو.
طبری، محمد بن جریر، (د.ت)، تاریخ الأمم والملوک، بیروت.
طوسی، محمد بن حسن، (د.ت)، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
عباس، حسن، (1998م)، خصائص الحروف العربیة ومعانیها، منشورات اتحاد الکتب العرب.
عضدانلو، حمید، (1380ش)، گفتمان و جامعه، تهران، نشر نی.
العک، خالدعبدالرحمن، (1424ق)، تسهیل الوصول إلی معرفة اسباب النزول، بیروت، دار المعرفة.
علوی مقدم، مهیار، (1377ش)، نظریههای نقد ادبی معاصر، تهران، انتشارات سمت.
العموش، خلود، گفتمان قرآن: بررسی زبانشناختی پیوند متن و بافت قرآن، (مطالعهٔ موردی سورهٔ بقره)، مترجم: سیدحسین سیدی، تهران، سخن.
فرکلاف، نورمن، (1379ش)، تحلیل انتقادی گفتمان، مترجم: فاطمه شایسته پیران و دیگران، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها.
فتوحی، محمود، (1390ش)، سبکشناسی: نظریهها، رویکردها و روشها، تهران، سخن.
فضل، صلاح، (1992م)، بلاغة الخطاب وعلم النص، کویت، عالم العرفة.
فخر رازی، محمد بن عمر، (1420ق)، التفسیر الکبیر، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
فیض کاشانی، محسن، (1383ق)، المحجّة البیضاء فی تهذیب الأحیاء، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
قرشی، علی اکبر، (1375ش)، تفسیر أحسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت.
قمی، علی بن ابراهیم، (1363ش)، تفسیر القمی، قم، دار الکتاب.
مراغی، محمد مصطفی، (د.ت)، تفسیر المراغی، بیروت، دار الفکر.
مسعودی، عبدالهادی، (1396ش)، تفسیر روایی جامع: مبانی، منابع و روش، چ۳، قم، مؤسسهٔ علمی- فرهنگی دار الحدیث.
مقریزی، احمد بن علی، (1420ق)، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال والأموال والحفدة والمتاع، بیروت، دار الکتب العربیة.
مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، (1371ش)، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة.
هاشمی، احمد، (1368ش)، جواهر البلاغة فی المعانی والبیان والبدیع، قم، مؤسسهٔ مطبوعات دینی.
واحدی نیشابوری، علی بن احمد، (1991م)، أسباب النزول، بیروت، دار ومکتبة الهلال.
وفایی، عباسعلی و مانا اخلاقی، (1395ش)، «تأثیر واج در القای مفاهیم با تأکید بر زبان تعلیمی»، پژوهشنامهٔ ادبیات تعلیمی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان، س۸، ش29. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 237 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 172 |
||
