فشردهگویی (تکثیف) و انواع آن در ومضههای شعری نجاة عبداللّه | ||
| پژوهشنامهٔ نقد ادب عربی | ||
| مقاله 8، دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 30، آبان 1404، صفحه 142-163 اصل مقاله (1.59 M) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/jalc.2025.240580.1404 | ||
| نویسندگان | ||
| رضا افخمی عقدا* ؛ محسن غلامحسینکهوری؛ علیاصغر روانشاد؛ علی بیانلو | ||
| گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران | ||
| چکیده | ||
| بیان مسئله و هدف: پژوهش حاضر با هدف و بررسی تکنیک فشردهگویی در ومضههای شعری بانو، نجاة عبداللّه، شاعر معاصر عراقی، همچنین تبیین جایگاه این تکنیک در شکل و محتوای ومضههای موجود در دفترهای شعری وی نگاشته شده است. امروزه قالب شعری «قصیدة الومضة» با توجه به رشد فزایندهٔ جهان مدرن معاصر از استقبال گستردهای برخوردار بوده است. این نوع شعر برای لحظههای ناب است که از برخورد لحظهای شاعر با یک پدیده حاصل میگردد و بهمانند یک برق در ذهن او میدرخشد. درنتیجه، به شکل عبارتهایی بسیار فشرده نمود پیدا میکند. «قصیدة الومضة» در ساختارهای متنی خود از تکنیکهایی برخوردار است که مهمترین آنها عنصر «التکثیف» (فشردهگویی)، «المُفارقة» (تضادّ) و «الختام المُبهِر» (پایان شگفتانگیز) است. شاعر کلاسیک در ساحت شعر با تکیه بر مکانیزم «ایجاز» در تلاش بود تا عنصر تکثیف را برجستهتر جلوه دهد، اما شاعر معاصر پا از این امر فراتر مینهد و سعی میکند تا این ساحت را در حوزهٔ شکل، همچنین ترکیب کلام (ساختار نحوی) نیز با عنصر تکثیف هماهنگ کند. اگرچه پایه و اساس شعر بهطور کلی عنصر تکثیف است و شعر زمانی که موضوعات خود را بیان میکند، معانی را بیش از آنچه در ذهنهای مردم وجود دارد به موضوعات خود تحمیل میکند، اما این عنصر در «قصیدة الومضة»، که حاصل لحظههای ناب شاعرانه است، برجستهتر جلوه مینماید و شاعر «ومضه» برای بیان اندیشههای خود در مساحتی اندک به تکنیکهای دیگری در حوزههای معنا، شکل و ترکیب کلام روی میآورد تا این مساحت اندک با لحظههای شاعرانهاش منسجمتر شود. این پژوهش بر آن است تا برای این سؤالات اساسی پاسخی مناسب بیابد که عنصر تکثیف در ومضههای شعری نجاة عبداللّه در بخشهای معنا، شکل و ساختار نحوی با چه اسلوبهایی نمود پیدا میکند؟ همچنین محتوا و بسامد انواع سهگانه این عنصر در ومضههای وی چگونه است؟ روششناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدینصورت که ابتدا دفترهای شعری نجاة عبداللّه مطالعه و بررسی شده است. با توجه به اینکه ایشان بیشتر متنهای شعری خویش را در قالب «قصیدة الومضة» سروده، عنصر غالب بر ومضههای ایشان همان فشردهگویی است. در این راستا به منابع مرتبط با موضوع، همچنین به مصادر مختلف اعم از قدیم و جدید مراجعه گردید، سپس دریافته شد که میتوان این عنصر را در سه سطح معنا، شکل و ساختار نحوی تقسیمبندی کرد. شواهد شعری از ومضهها براساس این سه سطح استخراج، دستهبندی و تحلیل شده است. این سه سطح در شیوههایی همچون صور بیانی، همگذاری، سفیدنویسی، نشانههای نگارشی، طولی و عمودینویسی، زدودن قیدهای اضافی از جملهها، حذف یک جمله یا جملهها از نحو کلام، غریبسازی در نظم جمله و... نمود پیدا میکند. بحث و تحلیل: این پژوهش کوشیده است تا عنصر تکثیف را، که از ارکان مهم در «قصیدة الومضة» محسوب میشود، در آثار شعری نجاة عبداللّه واکاوی نماید. مهمترین مواضعی که تکنیک «فشردهگویی» در آنها جلوه مینماید، شامل سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی است. شاعر در موضع تکثیف در معنا از روشهایی همچون، تمثیل، استعاره، ضربالمثل، کنایه، تلمیح، نماد، تناقض، واژگان محوری، تکرار هنرمندانه و... بهره میجوید. وی با استخدام انواع صور بیانی، که در آن صاحبسبک است، همواره ومضهها را با نامأنوسی واژگان و ابهامسازی تعابیر درهم میآمیزد تا از طرفی زمینه را برای خوانشهای متفاوت، همچنین انبوهسازی دلالتها در برابر خواننده فراهم سازد. از طرف مقابل، خواننده نیز با پیشفرضهای گوناگون ازجمله افق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رزمی، دینی و... روبهرو شود. نجاة عبداللّه در موضع فشردهگویی در شکل به اسلوبهایی همچون همگذاری، تقسیمبندی سطرهای شعری در فضای صفحه، سفیدنویسی، طولی و عمودینویسی کلمات، استفاده از نقطهچینها، علامتهای نگارشی، و... متوسل میشود. وی با تکیه بر این شیوهها سعی بر آن دارد تا، علاوهبر اینکه به ومضههای خویش شکلی مناسب و ابعاد معنایی عمیقتری (تکثیف) ببخشد، جایگاه نوگرایی را در آنها نیز استوار سازد. ایشان برای تحقق این امر به حالتهای موجود در ذات خود توجه بسیاری دارد و همسو با این حالتها به هنرهای دیگری همچون سینما متوسل میشود تا تکنیک همگذاری را از آن وام بگیرد و فضای تصویری «قصیدة الومضة» را استادانه ترسیم نماید. نجاة عبدالله در موضع تکثیف در ساختار نحوی از شیوههایی همچون غریبسازی در نحو کلام، زدودن قیدهای زائد از ساختار جملهها، حذف یک یا چندین جمله از متن شعر، دوری جستن از اغراق در تزیین کلام و... بهره میبرد. وی برای اینکه احساسات شاعرانه و عواطف زنانهٔ خود را در ومضهها به اشتراک بگذارد، تا حد ممکن به ارکان اصلی جمله بسنده میکند تا ومضهها، با حفظ ویژگی تراشخوردگی، حُکم جملههای قصار را به خود بگیرد و بهآسانی در ذهن مخاطب بنشیند. دستاوردها: یافتههای این پژوهش حکایت از آن دارد که عنصر تکثیف، علاوهبر اینکه از ارکان مهم «قصیدة الومضة» در آثار نجاة عبداللّه بهشمار میرود، با ظرافتهای هنری ویژهای در ومضهها آشکار میگردد. بدینصورت تکثیف بهعنوان رکنی اساسی در سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی در ومضههای شعری او خودنمایی میکند و، از میان این امور سهگانه، فشردهگویی در معنا از نظر بسامد بر دو نوع دیگر تقدم دارد. نجاة عبدالله در قسمتهای معنا، شکل و ساختار نحوی با تکیه بر اسلوبهایی که ذکر آنها پیش از این گذشت، سعی بر آن دارد تا هم ساختار کوتاهنویسی را در متن شعری خود شدت ببخشد و هم متن را با عناصری همچون غریبسازی، ابهام، چند پهلو، حذف، جنبههای دیداری، ایجاد شکاف و... همسو کند تا از این رهیافتها بین مخاطب و اثر هنری نوعی چالش ایجاد نماید و خواننده را از حالت انفعال خارج کند و به سمت خوانندهٔ فعال بکشاند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| شعر معاصر عراق؛ نجاة عبداللّه؛ قصیدة الومضة؛ تکنیکهای فشردهگویی؛ تحلیل محتوا | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Condensation and Its Types in the Flash Poems of Najat Abdullah | ||
| نویسندگان [English] | ||
| reza afkhamiaghda؛ mohsen gholamhosseinkahouri؛ aliasghar ravanshad؛ ali bayanlou | ||
| Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Language and Literature, Yazd University, Yazd, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| Statement of the Problem and Objective: This study examines the technique of condensation (takthif) in the flash poems (qasidat al-wamda) of the contemporary Iraqi poet Najat Abdullah, and clarifies the role of this technique in shaping both the form and content of the poems in her collections. The flash poem—widely embraced in the fast-paced modern era—captures an instantaneous, pure poetic moment that flashes in the poet’s mind and is rendered as a highly compressed utterance. In this micro-form, several textual strategies recur, most prominently condensation, paradox or contrast, and a striking closure. While classical poets highlighted condensation mainly through brevity (ijaz), many modern poets extend condensation to form and syntactic composition, coordinating structure with compressed meaning. Because flash poems must convey thought within extremely limited space, they rely on complementary strategies across semantics, layout or form, and syntax to intensify coherence and effect. This article asks: (1) By what methods does condensation manifest in Abdullah’s flash poems at the levels of meaning, form, and syntax? (2) What are the types of condensation she employs, and which type appears most frequently? Methodology: The research adopts a descriptive–analytical approach. Abdullah’s poetry collections were surveyed in full; given her extensive use of the flash-poem form, condensation is the dominant feature of her corpus. Drawing on classical and modern sources, the study organizes evidence into three analytic levels—meaning, form, and syntactic structure—and extracts, classifies, and analyzes examples accordingly. Techniques considered include figures of speech, juxtaposition or montage, deliberate white space and page layout (including vertical or columnar lineation), use of ellipses and punctuation, pruning of superfluous modifiers or adverbials, omission of one or more clauses or sentences, and defamiliarization through altered word order. Discussion and Analysis: In Abdullah’s work, condensation is most visible in three domains: meaning, form, and syntax. In meaning (semantic condensation), she deploys allegory, metaphor, proverb, kenning or metonymy, allusion, symbol, paradox, lexical focalization, and artful repetition. By mixing unfamiliar diction with purposeful ambiguity, she opens the poems to multiple readings and dense implication, activating readers’ horizons of expectation—political, social, cultural, martial, and religious. In form (graphic or visual condensation), she uses juxtaposition and montage, spatial arrangement of lines on the page (concrete or visual poetics), strategic white space, vertical and horizontal lineation, and pointed punctuation (including ellipses). These techniques both deepen semantic compression and consolidate the poems’ innovative character. Drawing on adjacent arts—especially cinema—she adapts montage to craft a vivid visual field for the flash poem. In syntax (syntactic condensation), she practices defamiliarization in sentence structure, pares away redundant modifiers, omits clauses or whole sentences, and avoids ornamental excess. To communicate intimate lyric feeling, including explicitly feminine emotion, she often restricts utterance to core sentence elements, giving the flashes the aphoristic precision of gnomic statements that lodge memorably in the reader’s mind. Findings: Condensation emerges as a foundational pillar of Abdullah’s flash poems across all three domains—meaning, form, and syntax—with semantic condensation occurring most frequently. By combining brevity with defamiliarization, ambiguity, polysemy, omission, visual design, and purposeful gaps, Abdullah transforms the minimal surface of the flash poem into a site of active readerly engagement. The resulting texts invite challenge rather than passive reception, intensifying the compactness of expression while expanding interpretive depth. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Contemporary Iraqi poetry, Najat Abdullah, flash poem (qasidat al-wamda), condensation techniques (takthif), content analysis | ||
| مراجع | ||
|
ابن منظور، (1999م)، لسان العرب، ط۳، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
ادیبیمهر، محمد، (1386ش)، تحلیل ارکان استعارههای پیچیدهٔ نهجالبلاغة، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
الجیوسی، سلمی الخضراء، (2001م)، الاتّجاهات والحرکات فی الشعر العربی الحدیث، بیروت، مرکز دراسات الوحدة الاسلامیة.
حسّان، أملسلمان، (2017م)، القصیدة الومضة، إشکالیة التَّسمیة، تقاناتها فی شعر فاضل حاتم، بغداد، دار جلجامش.
حسن، محسن، (2012م)، «نجاة عبداللّه: أحببتُ الشعر؛ لأنّی اعتبرتُه بدیلاً تامّاً عن حیاتی»، صحیفة العالم، السنة الثالثة، العدد 726، ص11.
الخال، یوسف، (1987م)، الحداثة فی الشعر، بیروت، دار الطلیعة للنَّشر.
داد، سیما، (1385ش)، فرهنگ اصطلاحات ادبی، چ۳، تهران، انتشارات مروارید.
الدریس، هدی، (2014م)، «الومضة الشعریة من الأبیجرام إلی القصیدة التفاعلیة»، جامعة سوهاج، مجلة کلیة الآداب، العدد 36، صص75 - 92.
رستگارفسایی، منصور، (1380ش)، انواع شعر فارسی، چ۲، شیراز، انتشارات نوید.
رضیالدین استرآبادی، (1384ش)، شرح الرضی علی الکافیة، المصحح: یوسف حسن عمر، تهران، مؤسسة الصادق (ع).
شبل، عزّة، (2007م)، علم لغة النصّ، النظریة والتطبیق، القاهرة، مکتبة الآداب.
شفیعیکدکنی، محمدرضا، (1389ش)، موسیقی شعر، چ۱۲، تهران، نشر آگه.
شمیسا، سیروس، (1388ش)، سبکشناسی شعر، چ۴، تهران، نشر میترا.
شوالیه، ژان و آلن گربران، (1384ش)، فرهنگ نمادها، مترجم: سودابه فضایلی، چ2، تهران، انتشارات جیحون.
الشیحی، البشیر، (2015م)، «قراءة تحلیلیة: البناء والتصویر فی دیوان نعاس اللَّیلَک لـنجاة عبداللّه»، موقع وکالة شبیب: https://www.shbeb.com/?p=10107
الضمور، عماد عبدالوهاب، (2016م)، «جمالیات القصیدة القصیرة فی شعر عبداللّه منصور، دیوان (وطن... وحجر... وحمام) نموذجاً»، مجلّة جامعة الشارقة للعلوم الإنسانیة والاجتماعیة، المجلد 13، العدد 2، صص 56–36.
الطائی، رفل حسن، وذکریات طالب المبارک، (2014م)، «قصیة العمود الومضة... نحو أسلوب شعری جدید»، مجلّة الباحث، کلیّة التربیة للعلوم الانسانیة، جامعة کربلاء، المجلد 11، صص 100-77.
عبداللّه، نجاة، (2010م الف)، قِیامةُ إستِفهام، ط2، القاهرة، دار الحضارة للنَّشر.
عبداللّه، نجاة، (2010م ب)، نُعاسُ اللَّیلک، ط2، القاهرة، دار الحضارة للنَّشر.
عبداللّه، نجاة، (2010م ج)، ذاتَ وَطَنٍ، القاهرة، مرکز المحروسة للنَّشر.
عبداللّه، نجاة، (2013م)، حینَ عَبَثَ الطَّیفُ بِالطِّین، ط2، القاهرة، الهیئة العامّة لقصور الثقافة.
عبداللّه، نجاة، (2018م الف)، عیدٌ علی الزُّجاج، بغداد، دار میزوبوتامیا للنَّشر.
عبداللّه، نجاة، (2018م ب)، مُنشغلةٌ حدَّ الأمَّهات، بغداد، دار قنادیل للنَّشر.
عرب، عباس، (1383ش)، ادونیس در عرصهٔ شعر و نقد معاصر عرب، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد.
الغلایینی، مصطفی، (1391ش)، جامع الدروس العربیة، ط3، طهران، مطبعة شریعت.
فتوحی، محمود، (1395ش)، سبکشناسی نظریهها رویکردها و روشها، چ3، تهران، سخن.
فرج، حمید الشیخ، (2013م)، العنوان فی الشعر العراقی الحدیث؛ دراسة سیمیائیة، لبنان، دار البصائر.
فضیلت، محمود، (1387ش)، زیباییشناسی قرآن، چ2، تهران، انتشارات سمت.
القیروانی، ابن رشیق، (1955م)، العمدة فی محاسن الشعر وآدابه، المحقّق: محییالدین عبدالحمید، مصر، مطبعة السعادة.
الماکری، محمد، (1991م)، الشکل والخطاب، مدخل لتحلیل ظاهراتی، بیروت، المرکز الثقافی العربی.
المناصرة، عزّالدین، (2015م)، إشکالیة قصیدة النثر، الأردن، دار الرایة للنشر والتوزیع.
نامورمطلق، بهمن، (1387ش)، «یائوس و آیزر نظریّه دریافت»، پژوهشنامهٔ فرهنگستان هنر، ش 11، صص 93-110.
النعیمی، أحمد اسماعیل، (2015م)، تأملات فی النصّ القرآنی والخطاب الشعری، الأردن، دار دجلة. | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 169 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 123 |
||
