طراحی مدل بکارگیری فناوریهای انقلاب صنعتی چهارم در زنجیره تأمین بشردوستانه | ||
| چشمانداز مدیریت صنعتی | ||
| دوره 16، شماره 1 - شماره پیاپی 61، بهار 1405، صفحه 103-132 اصل مقاله (1.28 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/jimp.16.1.103 | ||
| نویسندگان | ||
| احمد جعفرنژاد* 1؛ رضا جلالی2؛ محمد حیدری3 | ||
| 1استاد، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| 2استادیار،گروه مدیریت صنعتی، دانشکده کسب و کار و اقتصاد، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران. | ||
| 3دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده پردیس کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران. | ||
| چکیده | ||
| مقدمه و اهداف: پیشرفتهای صنعت نسل چهارم شامل اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، بلاکچین، کلانداده، رباتیک و چاپ سهبعدی، فرصتهای مهمی برای ارتقای کارایی، شفافیت و تابآوری زنجیره تأمین بشردوستانه ایجاد کرده است. با این حال، پیچیدگی عملیات امدادی، محدودیت شدید منابع، کمبود زیرساختهای دیجیتال و ناهماهنگی بینسازمانی، پذیرش مؤثر این فناوریها را در محیطهای بحرانی با چالشهای جدی مواجه ساخته است. مرور ادبیات نیز حاکی از آن است که بیشتر مطالعات رویکردی تکفناوری و پراکنده داشته و مدلهای جامع و یکپارچه برای تبیین نحوه پیادهسازی این فناوریها در شرایط واقعی بحران اندک است. این پژوهش با هدف طراحی مدل مفهومی یکپارچه، به شناسایی عوامل مؤثر، چالشها، راهبردهای اجرایی و پیامدهای بهکارگیری فناوریهای نسل چهارم در زنجیره تأمین بشردوستانه میپردازد. روشها: پژوهش حاضر کاربردی، کیفی و اکتشافی است و با رویکرد نظریه دادهبنیاد (الگوی استراوس و کوربین) انجام شده است. جامعه خبرگان شامل مدیران لجستیک بشردوستانه، متخصصان فناوری و مسئولان سازمانهای امدادی دولتی و غیردولتی بود که ۱۸ نفر از آنان با روش نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و پس از پیادهسازی کامل، با کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) در نرمافزار MAXQDA تحلیل گردید. اعتبار و پایایی پژوهش از طریق بازبینی مشارکتکنندگان، کدگذاری مستقل توسط چند پژوهشگر و رعایت معیارهای اعتبار، انتقالپذیری، پایایی و تأییدپذیری تأمین شد. اشباع نظری در مصاحبه هفدهم حاصل گردید. یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد که شرایط علی شامل نیاز به افزایش شفافیت، بهبود هماهنگی بینسازمانی، تسریع عملیات امدادی و کاهش خطای انسانی است. شرایط زمینهای عمدتاً شامل ضعف زیرساختهای ارتباطی و پردازشی، ناپایداری شبکههای داده، کمبود تجهیزات دیجیتال، محدودیتهای مالی و نبود استانداردهای مشترک میان سازمانها بود. عوامل مداخلهگر نیز مقاومت فرهنگی و سازمانی، کمبود مهارتهای دیجیتال کارکنان، تهدیدات امنیت سایبری و پیچیدگی فنی فناوریها را دربرمیگیرد. راهبردهای اصلی اجرایی عبارتند از توسعه زیرساختهای فنی (رایانش ابری و پردازش لبه)، ایجاد پلتفرمهای یکپارچه و ماژولار، تقویت همکاری بینسازمانی، آموزش تخصصی کارکنان، استقرار سیستمهای پیشبینی مبتنی بر هوش مصنوعی و بهرهگیری از فناوریهای اینترنت اشیا، رباتیک و چاپ سهبعدی. یافتهها حاکی از آن است که این فناوریها در قالب یک چرخه یکپارچه داده (تولید داده توسط اینترنت اشیا، پردازش توسط رایانش ابری و لبه، تحلیل توسط هوش مصنوعی و تضمین امنیت و شفافیت توسط بلاکچین) عملکرد بهینهای در محیطهای بحرانی دارند. پیامدهای مثبت شامل افزایش تابآوری زنجیره تأمین، کاهش زمان واکنش، بهبود ردیابی منابع، کاهش فساد و افزایش کارایی تخصیص منابع است؛ هرچند پیامدهای منفی احتمالی نظیر وابستگی بیشازحد به فناوری، آسیبپذیری در برابر حملات سایبری و هزینههای بالای نگهداری نیز شناسایی شد. نتیجهگیری: مدل مفهومی پیشنهادی نشان میدهد که پیادهسازی موفق فناوریهای صنعت نسل چهارم در زنجیره تأمین بشردوستانه مستلزم چارچوبی یکپارچه و متناسب با واقعیتهای بحران است. تمایز این مدل میان فاز آمادگی (با تمرکز بر پیشبینی، برنامهریزی و زیرساختسازی) و فاز پاسخ (با تمرکز بر نظارت بلادرنگ، هماهنگی عملیاتی و تحلیل لحظهای دادهها) کاربرد عملی آن را تقویت میکند. این مدل میتواند راهنمایی راهبردی برای سیاستگذاران، مدیران سازمانهای امدادی و طراحان سامانههای فناورانه در مسیر تحول دیجیتال عملیات بشردوستانه باشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| زنجیره تأمین بشردوستانه؛ صنعت نسل چهارم؛ اینترنت اشیا؛ بلاکچین؛ کلانداده؛ نظریه دادهبنیاد؛ مدیریت بحران | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 762 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 405 |
||
| تعداد نشریات | 41 |
| تعداد شمارهها | 1,610 |
| تعداد مقالات | 14,141 |
| تعداد مشاهده مقاله | 97,691,855 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 62,354,977 |