تحلیل مورفومتری مخروطافکنههای اطراف تاقدیسها در زاگرس فارس (مطالعه موردی: تاقدیسهای چاهنهر، دشتکِنار و شرکت) | ||
| پژوهشهای دانش زمین | ||
| دوره 17، شماره 1 - شماره پیاپی 66، 1405، صفحه 169-198 اصل مقاله (2.58 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/esrj.2026.243825.1320 | ||
| نویسندگان | ||
| فریبا کرمی* 1؛ داود مختاری1؛ شهرام بهرامی2؛ حمیدرضا فاطمی1 | ||
| 1گروه ژئومورفولوژی، دانشکده برنامهریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران | ||
| 2گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| چکیده گسترده مقدمه مخروطافکنهها از مهمترین لندفرمهای تراکمی هستند که در مناطق مختلف ایران بویژه در مناطق خشک و نیمه خشک گسترش دارند. این اشکال ژئومورفولوژیکی زمانی شکل میگیرند که جریانهای آبی از نواحی پرشیب کوهستانی وارد دشتهای کمشیب شده و به دنبال کاهش توان حمل رسوب، فرایند رسوبگذاری آغاز میشود. مخروطافکنهها عمدتاً در دوره کواترنری توسعه یافته و به عنوان بستر مناسب برای فعالیتهای انسانی و گسترش سکونتگاهها شناخته میشوند. از نظر فرایندی، این اشکال به دو دسته اصلی مخروطهای ناشی از جریانهای واریزهای و مخروطهای ناشی از فرایندهای آبرفتی یا جریانهای صفحهای تقسیم میشوند. مخروطافکنهها از مهمترین لندفرمهای تراکمی پایکوهی در مناطق خشک و نیمهخشک به شمار میروند که ویژگیهای مورفولوژیکی و مورفومتری آنها بازتابی مستقیم از برهمکنش فرآیندهای تکتونیکی، فرسایشی، اقلیمی و رسوبی است. در کمربند چینخورده زاگرس، بخصوص در زاگرس فارس، رشد و تکامل تاقدیسها در چارچوب تکتونیک فعال آلپ - هیمالیا، شرایطی فراهم کرده است که مخروطافکنههای پیرامونی بهعنوان شاخصهای حساس ژئومورفیک نسبت به حرکات تکتونیکی عمل کنند. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی مقایسهای شاخصهای مورفومتری مخروطافکنههای اطراف سه تاقدیس فعال در شمالشرق لار (تاقدیسهای چاهنهر، دشتکنار و شرکت) و تحلیل نقش تکتونیک در کنترل هندسه، ابعاد و تکامل آنهاست. در این راستا، تلاش شده است با تحلیل همزمان ویژگیهای مخروطافکنهها و حوضههای آبریز بالادست آنها، ارتباط میان شاخصهای کمّی و شدت نسبی فعالیتهای تکتونیکی تبیین شود. ایران بهعنوان بخشی از کمربند کوهزایی آلپ - همالیا، یکی از فعالترین مناطق تکتونیکی جهان است. در این میان، رشتهکوه زاگرس جایگاهی ویژه دارد؛ چراکه بهعنوان یکی از فعالترین مناطق چینخورده - رانده در کشور، با فرآیندهای بالاآمدگی، کوتاهشدگی و لرزهخیزی گسترده شناخته میشود. تاقدیسهای زاگرس فارس به دلیل فعالیتهای تکتونیکی مداوم، شرایط مناسبی برای مطالعه تکامل مخروطافکنههای حاشیهای فراهم میآورند. رشد و بالاآمدگی تاقدیسها میتواند بهطور مستقیم بر مورفومتری، مورفولوژی و تکامل مخروطافکنهها تأثیرگذار باشد. مخروطافکنهها از حساسترین عوارض ژئومورفیک نسبت به فعالیتهای تکتونیکی به شمار میآیند و تغییرات مورفولوژی و مورفومتری آنها بازتابی مستقیم از حرکات زمینساختی فعال است. پژوهشهای انجامشده در زاگرس بیانگر این است که فعالیتهای تکتونیکی به طور موثری مورفومتری مخروط افکنه ها را تحت تاثیر قرار دادهاند. بهرامی (۲۰۱۳)، تاثیر تکتونیک فعال بر مورفومتری مخروطافکنهها پیرامون تاقدیس دنهخشک در زاگرس چین خورده را ارزیابی کرده است. در این مطالعه، ویژگیهای هندسی و مورفومتریک مخروطافکنهها شامل مساحت، شیب توپوگرافی، نسبت عرض به طول، زاویه جاروب و شیب لایههای تاقدیس اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که پارامترهایی مانند زاویه جاروب مخروط افکنهها رابطه مستقیم با شیب لایههای تاقدیس دارند، و مخروطافکنههای با زاویه جاروب و نسبت عرض به طول بالا نمایانگر بخشهای فعالتر تکتونیکی تاقدیس هستند. همچنین مشاهده شد که ارتباط ضعیف بین ویژگیهای حوزه آبریز (شیب و مساحت) و پارامترهای مخروطها احتمالاً بهدلیل وجود اشکال کارستی پیچیده در حوضههای آبریز است که سیستمهای هیدرولوژیک پیچیدهای ایجاد میکند. این مطالعه تأکید کرده است که فعالیت تکتونیکی نقش برجستهای در توسعه مورفومتریک مخروطافکنهها دارد، هرچند اقلیم نیز ممکن است بر رسوبگذاری مخروطافکنه تأثیر بگذارد. مواد و روشها منطقه مورد مطالعه در استان فارس و در محدوده شهرستان لارستان واقع شده و از نظر ساختاری در زون زاگرس چینخورده قرار میگیرد. این محدوده بین عرضهای جغرافیایی 28 درجه و 00 دقیقه تا 28 درجه و 13 دقیقه شمالی و طولهای جغرافیایی 54 درجه و 29 دقیقه تا 55 درجه و 39 دقیقه شرقی قرار دارد. اقلیم منطقه گرم و خشک بوده و میانگین بارش سالانه در ایستگاههای پیرامونی زریندشت و لار حدود 200 میلیمتر و میانگین دمای سالانه حدود 24 تا 25 درجه سلسیوس است. از نظر زمینشناسی، تاقدیسهای مورد مطالعه از سازندهای آسماری - جهرم، آغاجاری، بختیاری، تاربور، رازک، گچساران و میشان تشکیل شدهاند و حضور چینخوردگیهای فعال و برخی گنبدهای نمکی، بیانگر پویایی بالای تکتونیکی منطقه است. در حاشیه این سه تاقدیس، در مجموع 125 مخروطافکنه بههمراه حوضههای آبریز مرتبط با آنها شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. تاقدیس چاهنهر با 74 مخروطافکنه، بیشترین تعداد مخروط افکنه ها را به خود اختصاص داده و تاقدیسهای دشتکنار و شرکت به ترتیب دارای 25 و 26 مخروطافکنه هستند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی - تحلیلی و با بهرهگیری از روشهای سنجش از دور، سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیلهای آماری انجام شد. در مرحله نخست، نقشههای زمینشناسی با مقیاسهای 1:100000 و 1:250000 گردآوری و رقومیسازی گردید. سپس به منظور استخراج پارامترهای توپوگرافی، از مدل رقومی ارتفاعی (DEM) با قدرت تفکیک مکانی 5/12 متر (دادههای ALOS PALSAR) استفاده شد. پس از انجام تصحیحات هندسی و موزاییکسازی، لایههای شیب، ارتفاع و شبکه زهکشی استخراج گردید. مرز مخروطافکنهها و حوضههای آبریز آنها با استفاده از تصاویر ماهوارهای و نرمافزار Google Earth Pro بهصورت دستی ترسیم و سپس در محیط ArcGIS Pro 5.3.4 به پلیگون تبدیل شد. دادههای استخراجشده برای محاسبات عددی و سازماندهی در نرمافزار Excel پردازش و در نهایت تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزارSPSS انجام گرفت. شاخصهای مورفومتری مخروطافکنهها شامل مساحت (Fa)، زاویه جاروب (Sa)، نسبت عرض به طول (W/L)، شیب مخروطافکنه (Sf) و ضریب مخروطگرایی اصلاحشده (FCIR) بود. شاخص FCIR بهعنوان معیاری برای سنجش میزان انحراف شکل واقعی مخروط از حالت ایدهآل هندسی و در نتیجه ارزیابی تأثیر تکتونیک مورد استفاده قرار گرفت؛ بهطوری که مقادیر بالاتر از صفر در این شاخص بیانگر تأثیر بیشتر فرآیندهای زمینساختی بر هندسه مخروطافکنه است. همچنین برای تحلیل وضعیت تکاملی حوضههای آبریز، شاخصهای مساحت حوضه (Ba)، شاخص شکل حوضه (Bs)، ضریب گردواری (Cr)، انتگرال هیپسومتری (Hi) و شیب متوسط حوضه (S) محاسبه شد. به منظور بررسی تفاوتهای معنادار میان گروهها، از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی Tukey و برای بررسی روابط همبستگی میان پارامترها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. علاوه بر این، مخروطافکنهها بر اساس موقعیت ساختاری به دو گروه منطقه مرکزی تاقدیس و فرود محوری و نیز بر اساس وضعیت فضایی به دو گروه بهمپیوسته (دارای همپوشانی) و ناپیوسته طبقهبندی شدند تا نقش موقعیت ساختاری و تعاملات رسوبی در تغییرات مورفومتری تحلیل شود. نتایج و بحث نتایج نشان داد که مساحت مخروطافکنهها بین 006/0 تا 5/12 کیلومتر مربع متغیر است. زاویه جاروب بین 38 تا 240 درجه و نسبت عرض به طول بین 074/0 تا 245/2 تغییر میکند که بیانگر تنوع قابل توجه در هندسه مخروطافکنههاست. شیب توپوگرافی مخروطافکنهها بین حدود 9/0 تا 17 درصد متغیر بوده و مقادیر بالاتر عمدتاً در مخروطافکنههای حاشیه تاقدیس چاهنهر مشاهده شد. بیشترین مقدار FCIR (حدود 33/3) در یکی از مخروطافکنههای حاشیه تاقدیس دشتکنار ثبت گردید که نشاندهنده انحراف شدید از حالت مخروطی ایدهآل و تأثیر قابل توجه تکتونیک است. در تحلیل مقایسهای مخروطافکنه های سه تاقدیس مورد مطالعه، نتایج آزمون ANOVA نشان داد که میانگین مساحت و شیب مخروطافکنهها بین تاقدیسها تفاوت معنادار دارد، در حالی که تفاوت زاویه جاروب، نسبت عرض به طول و FCIR از نظر آماری معنادار نبود. بهطور میانگین، مخروطافکنههای پیرامون تاقدیس شرکت دارای مساحت و FCIR بالاتری هستند که میتواند نشاندهنده نقش پررنگتر فعالیتهای تکتونیکی و یا شرایط ساختاری خاص این تاقدیس در ایجاد بیقوارگی بیشتر مخروطها باشد. مقایسه مخروطافکنههای مناطق مرکزی و فرود محوری نشان داد که در مناطق مرکزی تاقدیسها، میانگین مساحت، نسبت عرض به طول، شیب و FCIR بیشتر است، در حالی که زاویه جاروب در مناطق فرود محوری مقادیر بالاتری دارد. این الگو میتواند بیانگر آن باشد که در مناطق مرکزی، به دلیل بالاآمدگی بیشتر و شیبهای تندتر، انرژی سیستم افزایش یافته و مخروطافکنهها شیبدارتر و از نظر هندسی نامنظمتر شدهاند. در مقابل، در فرودهای محوری با کاهش نسبی شیب تاقدیس، مخروطافکنهها گسترش جانبی بیشتری یافتهاند که به افزایش زاویه جاروب منجر شده است. بررسی مخروطافکنههای بهمپیوسته و ناپیوسته نیز نشان داد که مخروطافکنههای دارای همپوشانی، بهطور میانگین دارای مساحت، شیب و FCIR بیشتری نسبت به مخروطافکنههای ناپیوسته هستند. این امر میتواند ناشی از محدودیت فضایی در حاشیه تاقدیسها، نرخ بالای رسوبگذاری و پیشروی جانبی همزمان چند مخروط در پاسخ به بالاآمدگیهای تکتونیکی باشد. در بخش حوضههای آبریز، نتایج بیانگر آن است که مقادیر بالاتر شاخص شکل حوضه (Bs) و انتگرال هیپسومتری (Hi) عمدتاً در حوضههای پیرامون تاقدیس دشتکنار مشاهده میشود که نشاندهنده جوانتر بودن نسبی توپوگرافی و تأثیر بیشتر فعالیتهای اخیر تکتونیکی است. در مقابل، مقادیر بالاتر ضریب گردواری در برخی حوضههای تاقدیس چاهنهر بیانگر توسعه بیشتر فرسایش و گرایش به شکلهای گردتر است. همبستگیهای آماری نشان داد که بین مساحت حوضه و مساحت مخروطافکنه، و نیز بین شیب حوضه و شیب مخروطافکنه، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد که بیانگر وابستگی مستقیم ویژگیهای مخروطافکنه به شرایط مورفومتری حوضه بالادست است. زاگرس یکی از فعالترین کمربندهای چینخورده از نظر فعالیتهای تکتونیکی در جهان است و حرکات جانبی و عمودی چینها در این منطقه نقش مهمی در تکامل و مورفومتری لندفرمهای آنها دارد. تحلیل کمّی ۱۲۵ مخروطافکنه پیرامون تاقدیسهای چاهنهر، دشتکنار و شرکت نشان میدهد که فعالیتهای تکتونیکی تاقدیسها شامل رشد عمودی و جانبی تاقدیسها و همچنین شیب پهلوها، نقش تعیینکنندهای در مورفومتری مخروطافکنهها و حوضههای بالادست آنها داشته است. نتیجهگیری در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد که شاخصهای مورفومتری مخروطافکنهها، بهویژه ضریب مخروطگرایی اصلاحشده (FCIR)، شیب و مساحت، ابزارهایی کارآمد برای ارزیابی نسبی شدت فعالیتهای تکتونیکی در زونهای چینخورده فعال هستند. تفاوتهای مشاهده شده میان تاقدیسها و نیز میان موقعیتهای ساختاری مختلف، بیانگر آن است که رشد جانبی و بالاآمدگی ناهمگن تاقدیسها نقش تعیینکنندهای در کنترل هندسه و تکامل مخروطافکنههای حاشیهای دارد. بنابراین، تحلیل کمّی مخروطافکنهها میتواند بهعنوان رویکردی مکمل در مطالعات نئوتکتونیک و ارزیابی پویایی زمینساختی مناطق خشک و نیمهخشک بهکار گرفته شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تکتونیک فعال؛ تاقدیس؛ زاگرس فارس؛ مخروطافکنه؛ مورفومتری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 524 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 330 |
||