ادغام تاریخ گرایی هگلی با طبیعت گرایی داروینی در برداشت جان دیویی از تجربه | ||
| شناخت | ||
| مقاله 2، دوره 10، شماره 1 - شماره پیاپی 76، شهریور 1396، صفحه 23-37 اصل مقاله (610.83 K) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| مجتبی بنواری نژاد* ؛ محمد اصغری | ||
| دانشگاه تبریز | ||
| چکیده | ||
| در این مقاله سعی داریم ادغام تاریخگرایی هگلی و طبیعتگرایی داروینی در تلقی دیویی از تجربه را نشان دهیم. جان دیویی با استفاده از رویکردی تاریخگرایانه به توصیفی طبیعتگرایانه از تجربه میرسد که در آن بر تعامل، پویایی و تحول و همچنین رویکرد علمی و عینی نسبت به تجربه تأکید میکند. وی با بررسی نقش تجربه نزد فیلسوفان یونان باستان و تجربهگرایان قرون هفدهم و هجدهم در یک زمینه فرهنگی و انتقاد از آنها، بر تاریخی بودن این مفهوم تأکیده کرده و درصدد ارائه بدیلهایی متناسب با روح زمانه خویش برمیآید. به این منظور دیویی با گنجاندن زیستشناسی داروینی در بطن برخی ایدههای هگل، سعی دارد تفسیری طبیعیشده از هگل با تمرکز بر مفهوم تجربه ارائه دهد. در این مقاله همگرایی نگاه تاریخیگرایانه و طبیعتگرایانه دیویی در تلقی وی از مفهوم تجربه نشان داده میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| دیویی- تجربه- تاریخ گرایی- طبیعت گرایی- هگل- داروین | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| دیدگاه جان دیویی درباره تجربه | ||
| نویسندگان [English] | ||
| مجتبی بنواری نژاد؛ محمد اصغری | ||
| دانشگاه تبریز | ||
| چکیده [English] | ||
| جان دیویی فیلسوف پراگماتیست آمریکایی، دیدگاهی انضمامی از تجربه انسان در کلیت آن را مطرح میکند. لفظ تجربه (experience)، بیشترین تکرار را در آثار وی دارا است و همواره در دورههای متعدد فلسفهورزیاش در مرکز آن قرار دارد. برای فهم نظر دیویی نسبت به تجربه باید به جنبه تعاملی (تعامل نظر و عمل، ارگانیسم و محیط، ادراک حس و تفکر و غیره ) و کلگرایانه آن و پرهیز از یکسونگی در فرآیند تجربه نظر کرد. همچنین در پیگیری تلقی دیویی از تجربه باید به تحولات فکری وی توجه نمود: دوره اولیهای که در آن تحت تأثیر پراگماتیسم پیرس، تمایلات تجربهگرانه و علمی وی آشکار است و دورهای که در آن تمایلات فرهنگی و هنری غالبتر میشوند. در مقدمه وجوهی از تفکر فلسفی غرب که منجر به غلبه سازوکارهای عقلانی و نظرورزانه و غفلت از دیگر سازوکارها شده است بررسی میشود. نتیجه چنین غفلتی تمجید از «نظر» و تحقیر «عمل» بوده است. در بخش نخست مقاله به انتقادهای دیویی نسبت به فلسفه و ناتوانی آن در ارائه تصویری بسنده و سازگار با پیشرفت علم اشاره می شود (خصوصاً غفلت از نقش عمل) و سپس برداشت دیویی از تجربه در زمینه منطق علمی و متاثر از آن مطرح میشود. در این بخش تفاوت های برداشت دیویی از تجربه و شکل کلاسیک آن نشان داده می شود. در ادامه به تجربه مورد نظر دیویی با نشان دادن پیوند آن با تجربه زیباشناختی وهنری، پرداخته می شود. | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 7,738 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 3,245 |
||
