حقیقت نمایی در البخلاء جاحظ (موردکاوی قصه های اهل مرو و خراسان) | ||
| پژوهشنامهٔ نقد ادب عربی | ||
| مقاله 1، دوره 10، شماره 18، تیر 1398، صفحه 7-30 اصل مقاله (1.21 M) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| احسان اسماعیلی طاهری* 1؛ حبیب آتش روز2؛ سید رضا میراحمدی3؛ شاکر عامری4 | ||
| 1استاد یار وعضو هیأت علمی دانشگاه سمنان | ||
| 2دانشجوی دکتری دانشگاه دانشگاه سمنان | ||
| 3استادیار دانشگاه سمنان | ||
| 4دانشیار دانشگاه سمنان | ||
| چکیده | ||
| جاحظ (۱۶۰-۲۵۵ق) نویسندة توانای قرن دوم وسوم هجری، یکی از سرشناسترین چهرههای نثر عربی است که در حوزههای مختلف گیتیشناسی، نقد و ادبیات، موسیقی و جانورشناسی قلم زده است. او چندین اثر مشهور و جریانساز دارد که "البخلاء" یکی از جذابترین آنهاست. جاحظ در این کتاب بهطور ویژه موضوع بخل را بهعنوان مضمونی اجتماعی مورد دقت و واکاوی قرار داده و آن را دستمایة کار خویش ساخته و قصههایی از خسیسان روایت نموده است. او بخش عمدهای از داستانهای خود را به روایتهای بخیلان اهل مرو و خراسان اختصاص داده که نشان میدهد در این اثر بیتأثیر از جریان شعوبیه، یکی از مهمترین جریانات سیاسی آن دوران، نبوده است. جاحظ با توسل به این جریان به نگارش داستانهایی میپردازد و به عجمها نسبت میدهد که مبنای حقیقی ندارد. اما او ادیبی بلیغ و توانا است و این حکایتها را در قالبی حقیقتنما به مخاطب ارائه داده است و با وجود اینکه قصهها از حقیقت تهی است و با قوّه عقل و منطق همخوانی ندارد اما خواننده با توجه به کاربرد ابزارهای حقیقتنما از جانب نویسنده، داستان را حقیقت میپندارد.این پژوهش نشان میدهد که اتکاء جاحظ بر نوع قصه با رعایت ضوابط فنّی و علّی آن، ایجاد فرایند استناد، دقت در توصیف اشیاء و وصف مشروح آن فرایند حقیقتنمایی را ایجاد میکند و خواننده را به تصدیق حکایتهای خود وا میدارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| حقیقتنمایی؛ البخلاء؛ جاحظ؛ قصه؛ مرو و خراسان؛ شعوبیه | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| حقیقت نمایی در البخلاء جاحظ (موردکاوی قصههای اهل مرو و خراسان) | ||
| نویسندگان [English] | ||
| احسان اسماعیلی طاهری1؛ habib atashrooz2؛ | ||
| 1استادیار وعضو هیأت علمی دانشگاه سمنان | ||
| 2semnan university | ||
| چکیده [English] | ||
| Truth in Al-Bukhlal Ja'zah )The case of stories from Marv and Khorasan( Abstract Jahiz (160-255 C), the great author of the second and third century Hijri, is one of the most prominent Arabic prose figures in different fields of archeology, critique and literature, music and zoology. He has several famous works that "Al-Bukhlal" is one of the most fascinating. In this book, Jahiz specifically focuses on the subject of stinginess as a social theme and has made it a work of his own and narrated stories from stingy people. He devoted most of his stories to the narratives of the parsimonious people of Marv and Khorasan, which shows the effect of the Shoobiyeh's school, one of the most important political events of that era, on his work. Jahiz, by resorting to this flow, writes stories that does not have a true basis and relates them to the Ajams. However, he is a belletrist and capable of presenting these narratives in a truthful form to the audience. And although the stories are empty of the truth and do not fit with reason and logic, the story is considered true by reader using the means of truth On the author's part. This research shows that by relying on the type of story with respect to its technical and causal criteria, the creation of the citation process, the accuracy of the description of objects and the detailed description, he has made a process of truth-making, and the reader is required to confirm his narratives. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Truthfulness, Al-Bukhlal, Jahis, story, Marv and Khorasan, Shoobiyeh | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,545 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,061 |
||
