فلسفه ویتگنشتاین و پیامدهای سیاسی آن: مبنایی برای نقد ایدئولوژی در سیاست | ||
| رهیافتهای سیاسی و بین المللی | ||
| مقاله 6، دوره 6، شماره 3 - شماره پیاپی 41، فروردین 1394، صفحه 143-163 اصل مقاله (3.21 M) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| محسن جمشیدی* 1؛ احسان کاظمی2 | ||
| 1دانشگاه تهران | ||
| 2دانشگاه اصفهان | ||
| چکیده | ||
| فیلسوفان تحلیلی همواره در مظان اتهام بیرون راندن سیاست از فلسفه قرار دارند. در این میان، ویتگنشتاین از زمره فیلسوفان تحلیلی است که فلسفه ی او را هم به دلیل آنچه «فقدان سویه های تئوریک سیاسی» مینامند، مورد غفلت قرار داده اند. پژوهش حاضر به دنبال اثبات خلاف این گزاره است؛ و در همین راستا، درصدد شناسایی بنمایه ی سیاسی فلسفه ی ویتگنشتاین است. بدین ترتیب، سؤال اصلی این پژوهش این است که «آیا میتوان از فلسفه ی متأخر ویتگنشتاین، سیاست و نتایج سیاسی استخراج کرد؟ آیا این فلسفه با سیاست نسبتی دارد؟» پاسخ ما در این نوشتار آن است که: «فلسفه ی متأخر ویتگنشتاین می تواند دارای نتایج سیاسی باشد و قابلیت استخراج گزاره ها و آموزه های سیاسی را دارد». برای اثبات این گفته، بعد از اشاره به مقدمات روشی، هستیشناسی و معرفت شناسی ویتگنشتاین، پیامدهای سیاسی فلسفه ی ویتگنشتاین شرح داده می شود. میتوان از این پیامدها در دوسطح سخن گفت. سطح اول، سطحی است که با توجه به مباحث ویتگنشتاین در باب زندگی روزمره و فرم زندگی، به نوعی تحلیل از سیاست با توجه به قوام یافتن سوژه در زندگی اجتماعی و توجه به مسائل مربوط به قومیتها و تنوعات فرهنگی دست می زند. سطح دومی که ما از آن سخن می گوئیم، مربوط می شود به نقد ایدئولوژیها و آموزه های سیاسی با استفاده از ابزار تحلیلی ای که ویتگنشتاین در اختیار ما قرار می دهد. یعنی با تکیه بر جنبه های نقادانه ی فلسفه ی او می توان به سراغ مکاتب و ایدئولوژیهای رایج سیاسی رفت و بنیان دعاوی آنها را مورد نقد قرار داد. در این مقاله برای اثبات فرضیه و با توجه به محدوده ی بحث، صرفاً به سطح دوم پیامدهای سیاسی فلسفه ی ویتگنشتاین، یعنی نقد ایدئولوژی اشاره میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ویتگنشتاین؛ سیاست؛ زندگی روزمره؛ شکل زندگی؛ نقد ایدئولوژی | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Wittgenstein's philosophy and its political consequences: the basis for a critique of ideology in politics | ||
| چکیده [English] | ||
| Analytic philosophers are always accused of driving out the politics from philosophy. Among the analytic philosophers, Wittgenstein is one who has been neglected because of what critics call "the lack of political theoretical level". This study seeks to prove a proposition in contrary with this; and so wants to recognize the foundation of Wittgenstein's philosophy . Hence the main question is, "is it possible to draw politics and the political conclusions from Wittgenstein's later philosophy? is this philosophy related to politics? " Our answer in this article is that "Wittgenstein's later philosophy can have political consequences, and the ability to extract political statements and its teachings." To prove this, after referring to the methodology, ontology and epistemology, the political implications of Wittgenstein's philosophy is described. We can speak of the consequences at two levels. The first level, that according to Wittgenstein's discussion of everyday life and the life, the kind of analysis of the subject in public life and policy with respect to the consistency of the finding of issues relating to ethnicity and cultural diversity goes hand. The latter, refers to the critique of ideology and political doctrines using analytical tools that Wittgenstein puts at our disposal. It means relying on critical aspects of his philosophy can be common to the schools and political ideologies, and base their claims criticized. In accordance with the scope of this article to prove the hypothesis and only the second level of the political implications of Wittgenstein's philosophy, the critique of ideology is mentioned. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Witgenstein, Politics, Everyday Life, Form of Life, Critique of Ideology | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 5,131 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 3,654 |
||
